مرکز رسانه ای اسطوره سازان

موسسه فرهنگی سینمایی اسطوره سازان براساس دغدغه ی قهرمان، الگو و اسطوره سازی و پاسخ به کمبود منابع تصویری از قهرمانان، الگوها و اسطوره های دینی و بومی مورد نیاز نسل جوان و جامعه امروزی، با رویکرد تولید آثار تلویزیونی و سینمایی در ساختارهای داستانی، مستند، آموزشی، انیمیشن و سریال های تلویزیونی فعال شده است
همچنین در حوزه توزیع و پخش آثار سینمایی و سینما مارکتینگ فعال است

آخرین نظرات
  • ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۴:۰۱ - وب سایت انکوباتور
    جالب بود
پیوندها

۲۶۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ ایرانی» ثبت شده است

سید شهاب الدین حسینی درباره این خبر توضیح داد: «پیرو خبری که در خصوص فعالیت های اخیر بنده منتشر شده لازم دیدم توضیح مختصری به محضر شما تقدیم کنم. در پى فعالیتی که از دو سال پیش آغاز کردم به لطف الهی موفق به تاسیس شرکت فیلمسازی با نام ندای هفت آسمان شدم که هدفی جز کشف آثار و استعداد های جوان را در حیطه های مختلف نمایشی اعم از تئاتر، سینما، فیلم های کوتاه، مستند، انیمیشن، دنبال نمیکند که در راستای هدفی است که همواره در جهت اهمیت به وجود منابع انسانی برای خود تعریف کردم و امیدوارم به یاری یگانه یار، موفق به این مهم شوم.

در عین حال این شرکت دارای خواهر دوقلویی در آمریکا است به نام seven skies entertainment که در راستای تولید آثار نمایشی در حوزه های مختلف آن با استخراج از منابع غنی فرهنگ و ادبیات ایران زمین به ثبت رسیده و تاسیس شده به این امید که جایگاهی برای ارائه غنای فرهنگی ادبیات و هنر ایران در بازارهای جهانی باشد. این هدف جز با عشق خالصانه، تلاش صادقانه، و دعای خیر شما مردمی که همواره دلتون برای عزت و سربلندی این سرزمین میتپه در دسترس نخواهد بود.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۰۷

فیلم سینمایی «داش‌آکل» برگرفته از قصّه‌ی «صادق هدایت» با بازی متفاوت بازیگران سینمای ایران، رابطه‌ی عاشقانه‌ای را روایت می‌کند که «وطیان» و «قدّاره‌کشان» هنوز بعد از سال‌ها آواز عشقِ «مرجان» را سر می‌دهند. فیلم سینمایی «داش‌آکل» با «نگاه نو» به سینمای «نوستالژیک» ایران به تهیه کنندگی و کارگردانی محمدعرب تولید شده است.
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۱۵

ایران سرزمین افسانه‌ها، قهرمان‌ها و دلاوران بی‌شماری است. هر قهرمانی روایتی شیرین و شنیدنی مختص به خود را دارد و هر کدام، نسل به نسل گشته و تعریف شده است تا ما درسی از آن بگیریم. بعضی از آن‌ها خیالی و بعضی دیگر با آن که افسانه هستند، بسیار به واقعیت شبیه‌اند. هر داستانی زیبایی و هیجان مختص به خود را دارا است و روایت آن، از زبان کسی که بتواند این هیجانات را به تصویر بکشد، بسیار شیرین‌تر از یک روایت معمولی است. در بهار سال ۲۰۱۵، انیمه‌ای تحت عنوان Arslan Senki، در ۲۵ قسمت منتشر شد. این انیمه از روی یک رمان نوشته یوشیکی تاناکا (Yoshiki Tanaka) ساخته شده بود که آن رمان نیز در مورد یکی از افسانه‌های مشهور ایران زمین، یعنی افسانه امیر ارسلان نامدار است. البته رمان با چیزی که ما از آن انتظار داریم فرق دارد و دچار تغییراتی نسبت به افسانه واقعی شده است ولی به هر حال جلوه‌ای کامل را از شکوه ایران زمین و قهرمانان آن به روایتی ژاپنی و فانتزی‌گونه به تصویر کشیده است. روایت داستان زندگی ارسلان، از ۱۴ سالگی وی در انیمه جریان دارد تا اتفاقات و مشکلاتی که گریبان‌گیر او و کشورش می‌شود. عنوان Arslan: The Warriors Of Legend نیز از روی انیمه Arslan Senki اقتباس شده است و داستان آن پیرامون حوادث انیمه، جنگ‌ها، درگیری‌ها و مشکلات ارسلان و یارانش در جریان است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۳۰

متخصص رسانه و یک رفتارشناس اجتماعی در نشستی به آسیب شناسی رویکرد تلویزیون در برنامه طنزی مانند «خنداونه» و شوخی هایی که در آن مطرح و مرجع می شود، پرداختند.

پخش این سری از برنامه «خندوانه» از شبکه نسیم جمعه شب ۱۶ شهریور به پایان رسید تا دوباره فصل جدید آن بعد از محرم و صفر روی آنتن رود. این فصل از «خندوانه» که پخش آن از ماه رمضان آغاز شده بود اگرچه با حضور عروسک جناب خان همراه بود اما چندان نتوانست در طول پخش مخاطبان را با خود همراه کند تا اینکه فصل جدید «خنداننده شو» با رقابت استعدادهای جدید آغاز شد؛ جوانانی که سنین آنها از ۱۷ سال شروع می‌شد و اغلب به دهه ۷۰ تعلق داشتند و از همان اولین شب‌های اجرای استندآپ کمدی ها، شوخی‌های مطرح شده با حاشیه هایی رو به رو شد.

این فصل از رقابت‌های استندآپ کمدی یا «خنداننده شو» همچون فصل قبل واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت. این واکنش‌ها و همچنین اتفاقاتی که در برنامه رخ داد باعث شد بیش از پیش اهمیت رسانه به عنوان یک مدیوم برای انتقال مفاهیم و آموزش جامعه مورد توجه قرار بگیرد. شوخی هایی که در «خنداننده شو» مطرح می شد تا جایی پیش رفت که بسیاری از منتقدان می گفتند دیگر نمی توانند این برنامه را در منزل و با خانواده و به ویژه بچه هایشان تماشا کنند. مراقبت نکردن از جوانانی که آشنایی درستی با رسانه ملی و حیطه تاثیرگذاری و وظایف آن نداشتند از دیگر انتقادهایی بود که به این بخش از «خندوانه» وارد شد و نقد و نظرها تا جایی پیش رفت که علی احمدی تهیه کننده و رامبد جوان مجری برنامه «خندوانه» نشستی رسانه ای تدارک دیدند و سعی کردند به برخی از سوالات اهالی رسانه جواب دهند که البته بخشی از این پاسخگویی شکل طعنه به خود گرفت. از دیگر موضوعاتی که در آن نشست مورد پرسش قرار گرفت مسایل مالی و ابهامات آن بود که به آنها نیز پاسخ روشنی داده نشد. 

با توجه به اینکه در فاصله ماه های محرم و صفر دست اندرکاران «خندوانه» در تدارک سری جدید برنامه هستند این فرصت مهیا است که یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون برای رفع نواقص و تقویت نقاط قوت خود بیشتر تلاش کند و در این میان مطلع شدن از نظرات کارشناسان مختلف یکی از راهکارهاست.

گروه هنر خبرگزاری مهر طی نشستی با امیر عبدالرضا سپنجی استادیار دانشگاه و متخصص حوزه رسانه و مجید ابهری متخصص رفتارشناسی اجتماعی درباره طنز در صداوسیما، «خندوانه» و همچنین رویکردهای این برنامه به گفتگو پرداخت.

مشروح این نشست را در زیر می‌خوانید:

*«خندوانه» در فصل اخیر دوره جدیدی از استندآپ کمدی‌ها را برگزار کرد که در فرآیند آن حواشی و نکاتی را هم شاهد بودیم که می‌توان به آسیب شناسی آنها پرداخت، اما ابتدا می‌خواهم نظر دو بزرگوار را درباره اهمیت طنز و شوخی و سرگرمی‌بدانم تا وقتی از آسیب شناسی شوخی‌های سطحی در تلویزیون حرف می‌زنیم، این شائبه پیش نیاید که رویکرد ما مخالفت با طنز و کمدی و شادی است. 

مجید ابهری: اخبار گرانی و تورم و مشکلات اقتصادی هر لحظه به مردم تنش‌های روحی و روانی وارد می‌کند و نوعی تلخی در جامعه پیدا شده که باعث شده همه در به در به دنبال نشاط اجتماعی و سرگرمی‌ باشند. در اینجا نقش تلویزیون، رسانه و هنرمندان بسیار دشوارتر می‌شود زیرا خنداندن جامعه ای که خود در طنازی صاحب سبک است بسیار سخت است و از سوی دیگر کار در اینجا با خنداندن مردم در اروپا و آمریکا که از رفاه برخوردارند و به راحتی شاد می‌شوند، فرق دارد.

یکی از علل گرایش مردم به اعتیاد، فرار از خانه، خودکشی و...، افسردگی است و طنز و برنامه‌های سرگرم کننده می‌توانند با چنین آسیب‌هایی مقابله کنند و نوعی پیشگیری بوجود آورندمن به عنوان یک روانشناس اجتماعی باید تاکید کنم که طنز در جامعه ای مثل جامعه ما از نان شب هم واجب تر است. یکی از علل گرایش مردم به اعتیاد، فرار از خانه، خودکشی و...، افسردگی است و طنز و برنامه‌های سرگرم کننده می‌توانند با چنین آسیب‌هایی مقابله کنند و نوعی پیشگیری بوجود آورند. طنز می‌تواند به عنوان یک درمان برای بسیاری از مخاطبان به کار رود و راهکار بسیار مناسبی است که می‌تواند برای سلامت جسم و جان استفاده شود با این حال برای خنداندن چنین مردمی‌هم باید چارچوب‌هایی را رعایت کرد و با هر شیوه ای نمی‌توان مخاطب را خنداند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۱

مستند «آخرین پرواز» زندگی و فعالیت‌های امیر صلواتی را قبل و بعد از انقلاب به تصویر می‌کشد و راوی مجاهدت‌ها و رشادت‌های او و همرزمانش در دوران دفاع مقدس است. امیر صلواتی که از روز اول آغاز دفاع مقدس در عملیات‌های پی در پی و غرورآفرین نیروی هوایی در خاک عراق حضور داشت، روز سوم مهر 1359 به اسارت نیروهای بعثی افتاد. بخشی از این مستند هم به دوران اسارت امیر صلواتی می‌پردازد که در آنجا او با یکی از دوستان عراقی‌اش به عنوان فرمانده عراقی روبرو می‌شود و واکنش عجیبی از او می‌بیند و این واکنش از نقاط عطف مستند محسوب می‌شود. مستند «آخرین پرواز» را محسن قیصری با مشارکت سازمان هنری و رسانه‌ای اوج ساخته و پرداخته کرده که امشب ساعت 23:15 پس از سریال شبانگاهی به مدت یک ساعت روی آنتن خواهد رفت.

محسن قیصری تهیه‌کننده و کارگردان این مستند گفت: «آخرین پرواز» زندگی شخصیتی را روایت می‌کند که یک خلبان وظیفه‌شناس است. او در عملیات‌های جنگی نیروی هوایی حضور فعالی داشت؛ سرتیپ خلبان محمدرضا صلواتی سوم مهرماه 59 زمانی که جهت بمباران پایگاه نظامی کوت رهسپار این مناطق عملیاتی شد هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفت و سقوط کرد. اما خلبان ایرانی جان سالم به در برد و 10 سال در اسارت رژیم بعث عراق بود. این مستند با نگاهی به این اتفاقات، زندگی قبل از انقلاب، جنگ، اسارت و دورانی که به وطن برمی‌گردد و زندگی‌اش را شروع می‌کند، قصد دارد سبک زندگی این قهرمانان حقیقی را که می‌تواند درس‌آموز نسل جدید باشد، یک روایت بی‌پرده و جذاب داشته باشد. البته شاید نقطه تلخ و تأثیرگذار این مستند به از دنیا رفتن همسر خلبان صلواتی برگردد که خیلی ناگهانی دارفانی را وداع می‌گوید. 

وی به نقاط عطف این مستند اشاره کرد و گفت: ماجرای دیدار سرتیپ خلبان محمدرضا صلواتی با هیئت نظامی از عراق در سال 1975 شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مستند «آخرین پرواز» باشد. جایی که هیئت نظامی از عراق بعد از قرارداد 1975 میلادی به ایران می‌آیند و سرپرستی این هیئت نظامی را وفیق السامرائی رئیس اطلاعات ارتش عراق برعهده دارد. هیئت استقبال و گفتگو کننده را نیز سرتیپ صلواتی به عنوان مستشار نظامی همراهی می‌کند. این دو هیئت بالغ بر بیش از دو هفته در نقاط مرزی ایران با هم به صورت شبانه‌روز کار می‌کردند. در این فرصت، خلبان صلواتی با وفیق السامرائی یک دوستی و رفاقت پیدا می‌کند. بعد از بازگشت هیئت عراقی به کشورش، وفیق در پیامی به خلبان ایرانی ما می‌گوید آرزو می‌کند روزی بتواند این محبت‌های او را در عراق جبران کند. جالب است که پنج سال بعد به هنگام آغاز جنگ وقتی هواپیمای صلواتی در پایگاه کوت سقوط می‌کند و او را به بازجویی نزد رئیس اطلاعات ارتش عراق می‌برند،‌ دوباره آنجا با وفیق السامرائی دیدار می‌کند. اینجا مواجهه این دو نظامی که روزی با هم دوست بودند و الان به عنوان دشمن در مقابل هم قرار گرفته‌اند یکی از نقاط عطف و زیبای این مستند به شمار می‌‌رود.

قیصری در پاسخ به این سوال که چه شد به فکر ساخت یک مستند داستانی درباره خلبان محمدرضا صلواتی افتادید، تصریح کرد: متأسفانه تاکنون کار قابل ملاحظه‌ای درباره خلبانانی که به مدت ده سال در جنگ اسیر بودند، انجام نشده است. از این جهت برای من یک جذابیتی داشت به خصوص زندگی ایشان که دستخوش حوادث و اتفاقات جالبی در دوران اسارتش بود. جای چنین پرداخت‌هایی درباره انسان‌های تأثیرگذاری که قهرمانان واقعی هستند ولی زندگی بی‌سر و صدایی دارند، خالی بود. «آخرین پرواز» می‌تواند شروعی باشد برای تداوم این نوع پرداخت‌های جذاب و تأثیرگذار که مردم خصوصاً نسل جدید با قهرمانان واقعی جنگ که خیلی آرام و گمنام در این جامعه زندگی می‌کنند. جالب است بدانید 57 خلبان جنگنده(فانتوم) در طول جنگ اسیر شدند که از این 57 نفر، هفت نفر آن‌ها آسمانی شده‌اند و 50 نفر در بین ما هستند و این فرصت مغتنم است که با ذوق و قریحه منحصر به فرد و بلامنازعی، هنرمندانه سبک زندگی این قهرمانان واقعی را به نمایش درآوریم تا این نوع فرهنگ‌های غنی در جامعه امروز گسترش پیدا کنند. 

وی در خاتمه افزود: پس از پخش مستند «آخرین پرواز» که امشب ساعت 23:15 روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود در روزهای آتی به شبکه مستند هم می‌رود. فقط زمان قطعی پخش آن اعلام نشده که به زودی اطلاع‌رسانی خواهد شد. امیدوارم پس از صلواتی نوبت به معرفی شخصیت‌های بزرگ و وارسته دیگر که خلبانان بزرگ و تلاشگری بوده‌اند که زندگی‌هایشان مملوء از جذابیت‌ها و زیبایی‌های درس‌آموز است. جامعه امروز ما نیازمند تماشای این قهرمانان و احیای اسطوره‌سازی است که تلویزیون مثل قبل باید

پیش‌قدم باشد. جوانان ما باید بدانند این سرزمین به واسطه بزرگمردی‌های چه انسان‌های بزرگی، حماسه بزرگ دفاع مقدس را آفرید و از تمامیت ارضی خودش دفاع کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۲۸


خلاصه داستان: همایون پسر نوجوان دلواری است که به عشق تصاحب جایزۀ برتر خاطره نویسی، عزم خود را برای تحقیق پیرامون شخصیت شهید رئیسعلی دلواری جزم می کند. تحقیق تاریخیِ همایون، ما و او را به دنیای شاد، پر حادثه و فانتزی این فیلم می‌برد…

فیلم سینمائی «پینوکیو، عامو سردار و رییسلی» به کارگردانی رضا صافی و نویسندگی مریم رنجبر جوایز بهترین فیلمنامه، بهترین فیلم و بهترین دستاورد فنی و هنری از بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلمهای کودک و نوجوان در سال ۱۳۹۴ و تندیس زرین بهترین فیلم بخش بین‌الملل و جایزه ویژه هیات داوران از چهل و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم رشد را بدست آورده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۳

رهبر معظم انقلاب در جریان سفر خود در سال 1370 به استان بوشهر، درباره مبارزات ضد استعماری رئیس علی دلواری فرمودند:شهید  رئیس علی دلواری قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس است.
 
۱۲ شهریور ماه سالروز شهادت رئیسعلی دلواری و روز ملی مبارزه با استعمار انگلستان است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۶


پویس مردمی افتخارم ایران توسط سازمان فضای مجازی سراج طراحی و اجرا شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۳

بوی پیراهن یوسف نام فیلمی ایرانی به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و محصول سال ۱۳۷۴ می‌باشد. آهنگساز اثر مجید انتظامی و دستیار کارگردان فیلم آتیلا پسیانی هستند.
خلاصه داستان:

دایی غفور راننده یک تاکسی فرودگاه، با وجود همه مدارکی که ثابت می‌کند پسرش یوسف در جنگ شهید شده، هنوز فکر می‌کند که او زنده است و حتی حرف دامادش اصغر را که همرزم یوسف بوده قبول نمی‌کند. او با این که پلاک یوسف را هم در شکم یک کوسه یافته‌اند، همیشه منتظر است پسرش بازگردد. دایی غفور در فرودگاه با دختر جوانی به نام شیرین آشنا می‌شود که برای یافتن برادرش خسرو که در جنگ گم شده از اروپا به ایران آمده‌است. یکی از آزادگان که در زندان با خسرو، برادر شیرین بوده و به ایران بازگشته، با شیرین تماس می‌گیرد و می‌خواهد اطلاعاتی بدهد. شیرین و دایی غفور به دیدن او می‌روند و آزاده به آنها می‌گوید که خسرو سالم است و به زودی بازمی‌گردد. اما پنهانی به دایی غفور می‌گوید که نتوانسته حقیقت را به شیرین بگوید، زیرا خسرو در جریان یک اعتصاب در اردوگاه اعدام شده‌است. اصغر، داماد دایی غفور که معالجه اش را در آلمان ناتمام گذاشته و برگشته، مانند دایی غفور فکر می‌کند یوسف زنده است. به همین دلیل به مرز قصرشیرین ـ محل ورود اسرا ـ می‌رود. شیرین در تدارک استقبال از خسرو است که از حقیقت آگاه می‌شود. او به دایی غفور اعتراض می‌کند که می‌خواسته او را هم مانند خودش، اسیر توهم بازگشت عزیزش کند. شبی که شیرین قصد رفتن به پاریس را دارد، اصغر تلفنی به دایی غفور خبر می‌دهد که اطلاعاتی از خسرو به دست آمده و او به زودی به ایران بازمی‌گردد. دایی غفور و شیرین شبانه به سمت قصر شیرین حرکت می‌کنند. صبح روز بعد، هنگامی که شیرین در میان آزادگان به دنبال خسرو می‌گردد، ناباورانه یوسف را می‌بیند و مژده بازگشت عزیز دایی غفور را به او می‌دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۷

مهدی طحانیان، به‌عنوان جوان‌ترین اسیر جنگی در زمان اسارتش ‌بشدت مورد توجه بعثی‌ها بود. از این نظر خاطرات او ماجراهای تلخ و شیرینی به‌همراه دارد. در این کتاب، خاطرات دوران اسارت آزاده‌ سرافراز، مهدی طحانیان در سنین نوجوانی در زندان‌های رژیم بعث عراق (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹) روایت شده است. در ادامه قسمتی از خاطرات وی را که برگرفته از کتاب سرباز کوچک امام‌ استبا هم می‌خوانیم.

به یک ساختمان چند طبقه رسیدیم. صبرکردیم تا سرباز و درجه‌داری که دنبال‌مان راه افتاده بودند، بهمان برسند. سرباز که برای اولین بار می‌دیدمش نفسی چاق کرد و گفت: «ببین، حواستو خوب جمع کن! اینجا که داریم می‌ریم، جای خیلی خطرناکیه. مواظب باش حرفی نزنی که اینا رو عصبانی کنیا! اینا دیگه واقعاً با کسی شوخی ندارن. از حرفات خوش‌شون نیاد، می‌کشنت!»

مثل آب خوردن فارسی حرف می‌زد؛ بدون کوچک‌ترین اشتباهی. درجه‌دار همان‌طور محکم مچ دستم را چسبیده بود و بی‌آن که بفهمد سرباز چه می‌گوید، نگاه‌مان می‌کرد. حواسم رفته بود پی چند‌ کماندویی که کلاه کج سبز سرشان بود و نزدیک‌مان ایستاده بودند و داشتند سیگار می‌کشیدند. سرباز که از بی‌تفاوتی‌ام حرصش گرفته بود، گفت: «با توام... این پدرسوخته‌ها خیلی آدمای پستی‌ان، حواست باشه الکی الکی سر تو به باد ندی‌ها!»

دنبال درجه‌دارهای توجیه سیاسی وارد ساختمان شدم. با اینکه ظاهر ساختمان کمی تخریب شده بود اما در کل سالم و قابل استفاده بود. از جنس دیوارهای بتونی‌اش می‌شد حدس زد که باید جای مهمی باشد. سرپاترین ساختمان شهر، همین ساختمان بود. سمت چپ ورودی‌اش، فضایی شبیه زیرپله بود که پر از دوچرخه و لوازم خانگی‌ای مثل یخچال و گاز و تلویزیون بود. سمت راست هم چند اتاق کنار هم قرار داشت که درهایشان بسته بود. کنار آخرین اتاق یک راه‌پله و یک آسانسور بود. چهار‌تایی جلوی آسانسور ایستادیم. سرباز دگمه‌اش را زد و آسانسور بالا آمد. اولین بار بود که سوار آسانسور می‌شدم؛ راه که افتاد قلبم هری ریخت. داشتیم پایین می‌رفتیم. نفهمیدم چند طبقه فقط می‌دانم که خیلی نشد. موقع بیرون آمدن سرباز دم گوشم گفت: «اگه گفتن به رهبرت فحش بده، فحش بدی‌ها!»

منظورش را نمی‌فهمیدم؛ این دیگر چه حرفی بود که می‌زد! جلوی آسانسور درجه‌دارها و سرباز دستی کشیدند به پیراهن و شلوارشان و خودشان را مرتب کردند. من هم که تکلیفم معلوم بود. قبل از آمدن مرا بسته بودند به آتش عقبه کاتیوشا و حسابی از خجالت ریخت و قیافه‌ام درآمده بودند! نمی‌دانستم پیش چه کسی می‌خواهیم برویم که آن‌ها این همه استرس دارند. چند قدم جلوتر، یکی از درجه‌دارها در یک اتاق را زد. بلافاصله در باز شد و چند افسر عراقی از اتاق بیرون آمدند. آن‌ها سلاح سرباز را گرفتند و اجازه دادند فقط او و من داخل اتاق شویم. در را هم پشت سرمان بستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۱

پویش مردمی #من_میبخشم هم در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است. بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران محبوب کشورمان، از این پویش حمایت کردند.
این پویش از طرف ستاد ملی صبر، با هدف فرهنگ‌سازی و ترویج صبر و گذشت، صلح و بخشایش راه‌اندازی شده است و بسیاری از چهره‌های مطرح کشور با این پویش همراه شده‌اند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۶

تنگه ابوقریب محصول یک فیلمسازی شتاب‌زده و کم‌دقت نیست و در جای جای فیلم می‌توان دریافت که روی جزئیات فکر شده و این جزئیات ازآغاز تا پایان به هم متصل شده‌اند... هرچند ثبت درامی که به بخش‌هایی از آن اشاره شد، به تنهایی هنرمندی خاصی می‌خواهد، تبحر کارگردان در افزایش پیوسته سرعت فیلم و شتاب ریتمیک در صحنه نبرد است... بدین ترتیب، یکی از کم‌نقص‌ترین صحنه‌های نبرد در فیلم‌های جنگی در این فیلم ثبت شده است.

با وجود چندین دهه تلاش گروهی برای حذف قهرمان از سینمای ایران، اکنون آثاری ساخته می‌شود که قهرمان ایرانی، نقش پررنگی در آن دارد و برجسته‌ترین آثاری که با این نگاه در معرض مردمک چشمان مخاطبان قرار گرفته، «تنگه ابوقریب» تازه‌ترین فیلم بهرام توکلی کارگردان توانمند ایرانی است؛ فیلمی که با دیدنش می‌توان یک حماسه فراموش شده را از بزرگ‌ترین جنگ معاصر خاورمیانه را درک کرد.

بالاخره نوبت اکران فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی رسید؛ فیلمی که دقت در ساخت آن از عنوانش آغاز شده و فیلمساز تعمداً نام فیلم را منطقه‌ای قرار داده که فراموش شده و در نظر داشته ممکن است نام این فیلم باز هم در درون داستان فراموش شود اما نام فیلم‌ از خاطر نمی‌رود. توکلی در همین راستا عنوان انگلیسی فیلمش را «The Lost Strait / تنگه فراموش شده» در نظر گرفته و بر آن تکیه کرده است.
داستان این حماسه محدود است؛ اما توکلی به خوبی از پس پرورش دادنِ قصه برآمده و زندگی را در اوج جنگ به تصویر کشیده است؛ از جستجوی بازار توسط «خلیل» با بازی حمیدرضا آذرنگ و «عزیز» با بازی علی سلیمانی برای خرید یک گل‌سر پارچه‌ای برای دخترش تا جمع آوری پول برای برای «حسن» با بازی امیر جدیدی و تلاش «مجید» برای مجاب کردنِ جواد عزتی به بازگشت کنار خانواده. زندگی اما حتی پس از شنیده شدن دوباره صفیر گلوله در سرزمین ایران متوقف نمی‌شود و در اوج جنگ، «حسن» در پی مادر کودکی می‌گردد که در میان جمعیت تنها مانده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۷


به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ یکی از چالش های اساسی در حوزه فعالیت‌های فرهنگی، وجود موازی‌کاری‌ها و پراکندگی برنامه‌های مشابه است. باید پذیرفت که زیر ساخت توسعه و تحوّل هر نظام اجتماعی، فرهنگ آن جامعه است. امروزه مدیریت فرهنگی کشور در سطح کلان به یک سری مشکلات و چالش‌هایی مواجه شده است که از برخی از سلیقه‌انگاری‌ها و خودبینی‌ها در اجرای برنامه‌ها نشات گرفته است. در کشور اسلامی ایران، هر سازمان برای اهداف خاصی بوجود آمده است؛ اهداف هر سازمان مشخص می‌کند که چه مجموعه کارهایی در حیطه وظایف آن سازمان است و سازمان بر اساس قانون می‌داند که باید چه اقدامی را انجام دهد.
هر ساله بخش قابل توجهی از بودجه فرهنگی کشور به سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی اختصاص می‌یابد که عدم موفقیت آنها در دستیابی به اهداف، نشانگر اتلاف منابع و به هدر رفتن امکانات فیزیکی و انسانی به‌ویژه فرصت‌های موجود برای نظام اسلامی است.
ایجاد سازمان‌های مختلف و متعدّد فرهنگی در کشور یکی از اقداماتی بود که در سال‌های نخستین پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به‌منظور پوشش مجموعه کاستی‌های فرهنگی در نظام اسلامی و انطباق آن با آرمان‌های والای انقلاب اسلامی بنا نهاده شد. گرچه این اقدام در تثبیت پایه‌های اصلی حوزه فرهنگ در سال‌های نخستین انقلاب به هنگام و شایسته بود امّا پس
از گذشت چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی این تعدّد دستگاه متولی به صورت یک معضل و مشکل بر سر راه تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی درآمده است و امروز می‌توان به عنوان یک دغدغه و مطالبه از سوی رهبر معظم انقلاب به‌صورت ویژه به آن پرداخت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۸


 

مهلت ارسال اثر به نخستین جشنواره دوسالانه فیلم «شاهنامه» تا ۱۰ مهرماه تمدید شد.

به گزارش سوره سینما، دبیرخانه جشنواره ملی فیلم «شاهنامه» با توجه به اضافه شدن بخش موشن گرافیک به جشنواره و درخواست هنرمندان و دوستداران مهلت ارسال آثار به این جشنواره تا ۱۰ مهرماه تمدید کرد.

فراخوان نخستین جشنواره‌ی ملی دوسالانه‌ی فیلم شاهنامه با آرمان برقراری پیوند میان شاهنامه و سینما بدین شرح است:

الف: ترویج، معرفی و تولید و ارایه بستری برای نمایش آثاری با محوریت شاهنامه، داستان‌های شاهنامه، شاهنامه پژوهان، جشن‌های ایرانی (نوروز)، نقالی و نقالان، پارسی‌زبانان و استادان زبان و ادب پارسی

ب: نگاهی ویژه به شاهنامه، شاهنامه‌پژوهان و زبان پارسی از راه تصویر و آفرینش آثار هنری (فیلم، پویانمایی، موشن گرافیک، فیلمنامه)

ج: نگاهی به توانمندی‌های شاهنامه و مفاهیم هم‌پیوند با آن در سینما و نگاه سینماگران، مستندسازان و هنرمندان این عرصه به این اثر

د: تولید و بررسی آثار موشن گرافیک که به عنوان هنری تصویری که با بهره‌مندی از المان‌های گرافیکی برای توضیح و تفسیر یک آرمان ویژه که با حرکت و صوت در آمیخته تا پیام را به روش نوینی به مخاطب برساند تولید می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۷

سازمان تبلیغات اسلامی محوری ترین سازمان تبلیغ فرهنگ دینی در کشور است، که بدلیل خمودگی، سستی و عدم نوآوری تبدیل به کم تاثیرترین نهاد فرهنگی کشور شده است. یکی از مهمترین عوامل افول و کاسته شدن ضریب تاثیر سازمان تبلیغات اسلامی، استمرار مدیریت خسته کننده 17 ساله بر این سازمان است.
هر چند که حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی خاموشی یکی از مدیران دلسوز و انقلابی بی بدیل نظام است و لازم است نظام مقدس جمهوری اسلامی استفاده بهینه از سرمایه های رویش انقلابی خود نماید، اما این استمرار اگر به بدنه بالا دستی و مشاوره ای منتقل نشود خود موجب درجا زدن و اتلاف سرمایه های مدیریتی خواهد بود.
رسانه ای شدن ضرورت تغییر البته این بار با
تعیین مقصد! برای رییس سازمان تبلیغات اسلامی و البته نوع رسانه ای شدن بحث خود می تواند زمینه بررسی خاستگاه و کارنامه مدیریت در سازمان تبلیغات اسلامی باشد.
برخوردار نبودن از جایگاه تاثیرگذاری بر فرهنگ دینی، عملکرد ضعیف و عدم قدرت ساماندهی فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی و کم توجهی به وظایفش بارها باعث مطرح شدن ادغام این سازمان در دیگر مراکز همرده شد، بگونه ای ساماندهی تبلیغ دینی درکشورکه اصلی ترین وظیفه شبکه گسترده سازمان تبلیغات در استان ها و شهرستان ها است، خود نمونه ملموسی از تشتط و کم کاری با مراکز متعدد و متناظر تبلیغ دینی است که شمردن این مراکز بعضا قویتر -از عملکرد تبلیغی این سازمان- خارج از این مجال است.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۸

«جنگ اقتصادی» همواره یکی از حربه‌های قدرت‌های استعماری برای تسلط بر کشورها بوده است. در کشور ما ایران، اگرچه این موضوع در سال‌های اخیر محسوس و ملموس شده است و رهبر انقلاب بارها بر آن تأکید کرده و «اقتصاد» را مسئله‌ی اصلی کشور در شرایط کنونی دانسته‌اند، اما ماجرای نزاع اقتصادی در تاریخ معاصر کشورمان ماجرایی دامنه‌دار بوده است. در این میان، نقش علمای اسلام و مراجع تقلید در حفظ استقلال اقتصادی کشور بسیار تعیین‌کننده بوده است. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در سال «حمایت از کالای ایرانی» و هم‌زمان با دوران تشدید جنگ اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، در یادداشت زیر به مرور برخی مواضع و اقدامات علما در حمایت از صنایع داخلی در دو سده‌ی گذشته پرداخته است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif وقتی صحبت از «حمایت از کالای ایرانی» می‌کنیم قاعدتاً یکی از مؤلفه‌ها «مصرف تولیدات ملی» است که در کنار دیگر مؤلفه‌ها همچون «تسهیل محیط کسب‌وکار»، «کاهش بوروکراسی اداری»، «مدیریت و اردات»، «جلوگیری از قاچاق»، «توانمندسازی تولید» و ... یکی از مهم‌ترین راه‌های حمایتی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۷
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۷

دکتر وحید یامین پور مجری و تهیه کننده تلویزیون، با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: پس از مدتها تیتر روزنامه ها با همه‌ی اختلاف نظرهایشان شبیه هم شده و گویی همه انگشت های یک مشت گره کرده هستند برای یادآوری این حقیقت که تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی خط قرمز همه‌ی ماست. درود بر حاج قاسم سلیمانی سردار بزرگ اسلام که این چنین وحدت آفرین سخن گفت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۶

حجت الاسلام دکتر روحانی در همایش روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، با بیان اینکه ما اهل تجاوز و تدافع نیستیم و به دنبال بازدارندگی هستیم، تاکید کرد: توان ایران اسلامی، توان بازدارندگی است، ما با هیچ کس دعوا و جنگ نداریم اما دشمنان باید خوب بفهمند که جنگ با ایران مادر جنگ ها و صلح با ایران مادر صلح هاست. ما هیچ وقت از تهدید نترسیده و در برابر تهدید، تهدید خواهیم کرد.وی افزود: امروز سخن گفتن با آمریکا معنایی جز تسلیم و پایان دستاوردهای ملت ندارد و آقای ترامپ! ما مرد شرف و ضامن امنیت آبراه منطقه در طول تاریخ هستیم؛ با دم شیر بازی نکنید، پشیمان کننده است.

روحانی خطاب به آمریکایی ها و در پاسخ به اینکه آنها گفته اند نمی گذاریم نفت ایران صادر شود، اظهار داشت:آقای ترامپ! ما مرد شرف و ضامن امنیت آبراه منطقه و امنیت مسیر کشتیرانی در طول تاریخ هستیم، با دم شیر بازی نکن، پشیمان کننده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۵۷

یادمه هشت سالم بود
یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون
خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
واسه همین تو صف موندم
ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که
خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند!

پرویز پرستویی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۸