سایت رسمی رضا عطاران، شاهکار و اسطوره سینمای طنز ایران
سایت رسمی رضا عطاران، شاهکار و اسطوره سینمای طنز ایران
فیلم های سینمایی «پری دریایی»، «مبارک»، «خوب، بد، جلف»، «هلن»، «ماحی» و «افسونگر» در ماه اسفند روی پرده سینماها خواهند رفت.
به گزارش بانی فیلم، با نزدیک شدن به آخرین ماه سال گمانه زنی برای آثار نوروزی و فیلم هایی که قبل از عید قرار است روی پرده سینماها روند آغاز شده است.
وضعیت اکران فیلم هایی که از اواخر بهمن و تا قبل از نوروز ۹۶ به نمایش عمومی درخواهند آمد تا حدودی مشخص شده که در این گزارش به معرفی آنها می پردازیم.
در گروه«کورش» که در حال حاضر فیلم سینمایی «خانه ای در خیابان چهل و یکم» در آن اکران است، فیلم سینمایی «هلن» ساخته علی اکبر ثقفی به نمایش درمی آید. با توجه به فروش نسبتا خوبی که فیلم حمیدرضا قربانی دارد، به احتمال فراوان «هلن» از اواخر بهمن تا روزهای پایانی اسفند روی پرده خواهد رفت.
گروه «آفریقا» هم اکنون فیلم سینمایی «شاباش» را نمایش می دهد و با انصراف «مالاریا» از اکران، فیلم سینمایی «ماحی» ساخته داود خیام جایگزین فیلم حامد کلاهداری خواهد شد. شنیده های خبرنگار ما حکایت از این دارد که «ماحی» پس از انجام اصلاحیه های فراوان و اخذ پروانه نمایش دیگر مشکلی برای اکران نخواهد داشت و از ۲۳ بهمن روی پرده می رود. پخش این فیلم نیز برعهده موسسه قاب آسمان است.
تکلیف فیلم های گروه «زندگی» از جلسه چهارم بهمن ماه شورای صنفی نمایش تقریباً به طور کامل مشخص شده است.
در این گروه فیلم سینمایی «ما همه گناهکاریم» در حال نمایش است و از تاریخ ۲۳ بهمن نیز «خوب، بد، جلف» جایگزین آن خواهد شد. اکران اولین فیلم سینمایی پیمان قاسم خانی که این روزها در جشنواره فیلم فجر نیز نمایش دارد، در نوروز ۹۶ نیز ادامه می یابد.
در گروه «استقلال» از ۱۱ آذر ماه فیلم سینمایی «سلام بمبئی» اکران شده و قرار است بعد از آن فیلم سینمایی «پری دریایی» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا عرب در این گروه به نمایش درآید.
قرارداد اکران «پری دریایی» پیش از این در گروه آزادی به ثبت رسیده بود که گویا سازندگان آن برای اینکه بتوانند فیلمشان را در سال ۹۵ به نمایش درآورند به تازگی با گروه استقلال قرارداد بسته اند.
گروه «ماندنا» در حال حاضر در اختیار «چهار اصفهانی در بغداد» است که از ۲۳ بهمن نیز به فیلم سینمایی «افسونگر» حسین تبریزی تعلق می گیرد.
به گزارش سلام سینما و به نقل از مشاور پروژه؛ پس از کسب اسکار «فروشنده»، قسمت جدیدی از برنامه اینترنتی «حاشیه در حاشیه» با حضور شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون عصر روز پنجشنبه-12 اسفند ماه- ضبط شد. این بازیگر با حضور در این برنامه درباره زندگی شخصی و حرفه ای اش صحبت کرد.
«حاشیه در حاشیه» عنوان برنامه ای از آپارات به کارگردانی اشکان درویشی است که به شایعات و حواشی پیرامون زندگی هنرمندان و چهره های ورزشی می پردازد. این برنامه تلاش می کند تا چالش ها و فراز و نشیب های درگیر شدن در حواشی را از زبان چهره ها بررسی کند. حاشیه هایی که مردم خواسته یا ناخواسته برای چهره ها ایجاد می کنند و زندگی شخصی، حرفه ای، امنیت و آرامش هنرمند یا ورزشکار را تحت تاثیر قرار می دهند.
«بیل گیتس» علاوه بر ثروتمندترین مرد جهان، خوانندهای مشتاق و فعال هم هست. او در کودکی با همراهی پدر و مادرش یک دور دایرةالمعارف کتاب جهان را براساس حروف الفبا خوانده، بنابراین وقتی کتابی را توصیه میکند، بهتر است قلم و کاغذ دم دستتان باشد.
«گیتس» امسال پنج کتاب را از میان آثار منتشرشده در سال ۲۰۱۶ انتخاب کرده و از طریق وبلاگ خود آنها را به خوانندگان معرفی کرده است. او درباره این آثار نوشته است: همه آنها خیلی خوب نوشته شدهاند و من را به درون حفره خرگوشی لذتها و بینشهایی غیرمنتظره پرتاب کردند.
نمایشهای رسانهای یک کشور در بیشتر موارد، بیانگر مجموعه اساطیر فرهنگی آن کشور هستند. اساطیر فرهنگی، مجموعهای از اعتقادات هستند که با درک آن فرهنگ از خود، پیوندی نزدیک دارند. به عبارتی دیگر، اینکه انسانها چه برداشتی از خویش دارند. در نتیجه، بررسی اساطیر فرهنگی به شناخت نگرشها و دغدغههای ذهنی معرّف یک جامعه کمک میکند.
افزون بر اساطیر جهانشمولی که از آنها یاد شد، هر فرهنگ، اساطیر مختص به خود را بسط میدهد؛ اساطیری که دغدغهها و مشغلههای برجسته و مهم آن فرهنگ را نشان میدهند. امروزه، رسانهها در انتقال اساطیر فرهنگی نقشی حیاتی بر عهده دارند. برای نمونه، مخاطبان امریکایی به واسطه تماشای هزاران ساعت از فیلمهای وسترن، با تب طلا در کالیفرنیا،1 مقاومت در آلامو،2 نبرد در لیتل بیگهورن3 و تیراندازی در او. کی. کورال4 آشنا شدهاند. حتی اگر این داستانها واقعیت نداشته باشند، اما در ساخت افسانه دنیای غرب وحشی در امریکا نقش داشتهاند.
شرکت سوبارو5 در سال 2007 برای فروش محصولات خود به مخاطبان امریکایی، در یکی از آگهیهای تبلیغاتی از اساطیر فرهنگی ژاپن استفاده کرد. استوارت الیوت6 درباره این آگهی چنین توضیح میدهد:
سوبارو با معرفی تاریخ، میراث و فرهنگ عامه کشورش، ژاپن، محصول ایمپرزا دبلیو. آر. ایکس.7 20088 را تبلیغ خواهد کرد ... این آگهی، داستان مردی از شهری در آینده است؛ «شهری که در سرزمین رازهای ممنوعه» قرار دارد ... بر حسب تقدیر، این مرد، استاد یکی از موجودات جنگی قدرتمند میشود؛ به عبارتی، همان دبلیو. آر. ایکس. در تیتر آگهی چاپ شده چنین آمده است: «در نقطهای از جنگل، اسطوره دوباره متولد میشود»؛ در این آگهی، اژدهایی تصویر شده که در بالای کوه نشسته است. متن چنین آغاز میشود: «از شرق میآید، آبستن در توفان، تولد در رعد و برق» ... آگهی مدعی میشود: «برای رویارویی با سرنوشت آماده شوید».(57)
اساطیر فرهنگی، تغییر در نگرشها، هنجارها، ارزشها و دغدغههای اجتماعی را نیز آشکار میسازند. برای مثال، انتظار برای رسیدن به ثبات، ویژگی دهه 1950 میلادی بود؛ بازگشت به وضعیت عادی پس از ناآرامی جنگ جهانی دوم. فرهنگ دهه 1950 میلادی برای پیمان و هماهنگی ارزش قائل بود. در نتیجه، کمدیهای موقعیت این دهه، نظیر بگذار به عهده بیوِر8 و اوزی و هرییت،9 جهانبینی کاملی ارائه میدهند که خانواده هستهای ـ هم از نظر فعالیت و هم از نظر جایگاه هویتی ـ در مرکز آن قرار دارد. با وجود این، در دهه 19700، برنامههایی نظیر در بندِ کودکان،10 خانواده سیمپسون11 و مرد خانواده،12 خانوادههایی ناکارآمد را ترسیم میکردند؛ ضعفهای پدر و مادر در این خانوادهها مانع از تلاش کودکان برای رسیدن به رشدی متعادل میشود. گفتنی است طنز این برنامهها به میزان آشنایی مخاطب با اساطیر فرهنگی خانواده ایدهآل و اذعان به تغییر جهان از دهه 19500 تا کنون نیاز دارد.
فیلم "آخرین ملکه زمین" محمد رضا عرب تولید 1385 سوره، یکی از بهترین فیلم سینمای ایران در موضوع افغانستان در کنار "بایسیکل ران، سفر قندهار، باران، گل چهره، عروس افغان،حیران، من بن لادن نیستم، مجنون لیلی، مزار شریف، فرشتگان قصاب و..." است.
سینمای ایران همیشه بهترین شروع ها رو دارد، اما لزوما به معنای ادامه دهند خوب نیست. اولین فیلم سینمایی درباره بوسنی"خاکستر سبز" را ابراهیم حاتمی کیا و اولین مستند بلند را محمد رضا عرب "در امتداد ساوا"، "بحران کوزوو"کار کرد، اما بعدها کلا فیلمسازی درباره بوسنی را به دوستان هالیوودی مون واگذار کردیم در مورد افغانستان اما وضعیت کمی بهتر است.
خلاصه داستان:
علیبخش جوان مهاجر افغانی که در ایران مشغول به کار است از خانواده به خصوص همسرش شاه گل مدتی بی خبر است. حوادث و تهدید حملهی آمریکا به کشور افغانستان دلشوره های علیبخش را بیشتر می کند و او تصمیم می گیرد به کشورش افغانستان بازگردد، که در این سفر طولانی با فراز و نشیب های زیادی روبرو می شود.
خلاصه داستان : زن و شوهری تصمیم می گیرند مدتی جایشان را با هم عوض کنند . قرار گرفتن در جای یکدیگر برای هر کدام ماجرایی بوجود می آورد.
صفحه توییتر گروه تبلیغاتی فیلمسازی اسطوره سازان فعال شد.
علاوه بر تلگرام اسطوره سازان به آدرس @ostoorehsazan می توانید صفحه رسمی اسطوره سازان در توییتر به آدرس زیر هم دنبال کنید
کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد…
پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!
استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.
بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.
استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.
سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان، با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید.
استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی. ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی!
در هجدهمین جشن بزرگ سینمای ایران از فاطمه معتمدآریا، علیرضا رضاداد، سیدمحمد خادم و منوچهر محمدی به عنوان چهار چهره ی اثربخش سینمایی، قدردانی شد. که قابل توجه بود
در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷ در یکی از محلههای شهر مشهد به دنیا آمد پدر و مادرش از اهالی بخش کاخک شهرستان گناباد از توابع خراسان رضوی بودند. او دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تهران آمد. با وجود علاقه به رشته تحصیلیاش، به بازیگری، فیلمنامهنویسی و کارگردانی روی آورد .وی کار اصلی خود رادر دهه ۱۳۶۰در تاتر مشهد با مرحوم حسن حامد شروع کرد، در این دوران او تماما نقشهای غیر کمیک بازی کرد این همکاری تا مرگ حسن حامد در سال ۱۳۷۱ ادامه داشت.
درسال ۱۳۷۳ با مجموعه ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری در کنار بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، نادر سلیمانی کارهای کمدی خود رادر تلویزیون آغاز کرد. در میانهٔ سال ۱۳۷۷ به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه یک تلویزیون، مجموعه «مجید دلبندم» و در سال ۱۳۷۹ مجموعه «قطار ابدی» را عرضه کرد و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ مجموعههای سیب خنده، کوچهٔ اقاقیا را ارائه کرد و همچنین گروه موسیقی دمپایی را به همراه یوسف تیموری و چند تن دیگر تشکیل داد. در سال ۱۳۸۳ وارد عرصهٔ تولید سریالهای مناسبتی ماه رمضان شد و سریال «خانه به دوش» را ساخت. پس از آن در سال ۱۳۸۴ مجموعه «متهم گریخت» را به نویسندگی سعید آقاخانی، کارگردانی کرد. علی صادقی، مجید صالحی، یوسف تیموری و مهران غفوریان با حضور در کارهای رضا عطاران به شهرت رسیدهاند. او همچنین در فیلمهای سینمایی هوو و تیغ زن (هر دو ساختهٔ علیرضا داودنژاد) بازی کرد و پس از آن در فیلم سینمایی کلاهی برای باران ساختهٔ مسعود نوابی به ایفای نقش پرداخت. دیگر ساختهٔ وی سریالی به نام ترش و شیرین بود که در نوروز ۱۳۸۶ از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش شد. او همچنین در ماه رمضان سال ۸۷ مجموعه تلویزیونی بزنگاه کارگردانی کرد و طرفداران زیادی را جذب کند. وی در دو فیلم به کارگردانی عبدالرضا کاهانی ایفای نقش کرد که در هر دو فیلم نقش جدی و متفاوتی داشت .رضا عطاران در سال ۱۳۹۰ توانست اولین فیلم سینمایی خود را با نام خوابم میآد کارگردانی کند. او قرار بود در سال ۹۰ در فیلم ضد گلوله بازی کند اما به خاطر تداخل فیلمبرداری این فیلم با فیلم خوابم میآد از بازی در این فیلم انصراف داد و جای خود را به مهدی هاشمی داد. او همچنین تیتراژ سریال نقطه سر خط را طراحی کرد.
فعالیتهای تلویزیونی:
خلاصه داستان: سلام بمبئی دومین محصول مشترک سینمای ایران و بالیوود بعد از اثر همای سعادت و چهارمین اثر قربان محمدپور می باشد. این فیلم دارای مضمونی درام و عاشقانه است و داستان آشنایی یک دختر هندی (دیامیرزا) و یک پسر ایرانی (محمدرضا گلزار) را روایت میکند که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و بر حسب اتفاق سر راه همدیگر قرار می گیرند و ناخواسته درگیر مسائل پیچیده ای می شوند که…
محصول: مشترک ایران و هندوستان
موضوع: اجتماعی | درام | عاشقانه
قطعه مشترک رضا عطاران و امیرحسین مدرس با نام «خسته شدم» انتشار یافت.
به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، عطاران کە علاوه بر بازیگری و کارگردانی سینما و تلویزیون دستی هم در دنیای آواز دارد و تاکنون هم آهنگهایی برائ تیتراژ سریال و فیلمهایی همچون «کوچه اقاقیا»، «ورود آقایان ممنوع»، «کلاهی برائ باران» و «متهم گریخت» خوانده است، در همکاری مشترک با مدرس این قطعه را منتشر کرده است.
امیر حسین مدرس نیز بیشتر در زمینه موسیقی مذهبی فعالیت دارد ولی چندین قطعه پاپ نیز اجرا کرده کە یکی از معروفترین و همه گیرترین آنها آهنگ تیتراژ سریال «زندگی به شرط خنده» است.
جالب است بدانید اولین همکاری این دو هنرمند در خوانندگی برمی گردد به رمضان سال ۸۵ و تیتراژ اول سریال «متهم گریخت» به کارگردانی رضا عطاران کە در زمان خود بسیار مورد توجه مخاطبین قرار گرفت.
دومین همکاری این دو هنرمند قطعهای با نام «خسته شدم» است، با ترانهای از سارا موسوی و آهنگ و تنظیم پالیز شامحمدی کە در فضایی رپ – پاپ تولید شده است.
دانلود آهنگ با کیفیت MP3 320
قهوه تلخ سریال خانوادگی طنزی به کارگردانی مهران مدیری و فیلمنامهنویسی امیر مهدی ژوله و خشایار الوند است که بصورت هفتگی از ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ در بستهبندیهای سه قسمتی در شبکه نمایش خانگی توزیع میشد. این سریال ۳۵ بازیگر اصلی دارد که از آنها میتوان به مهران مدیری، سیامک انصاری، محمدرضا هدایتی، سحر جعفری جوزانی، سحر ذکریا و رضا فیض نوروزی اشاره نمود.
قهوه تلخ
مهران مدیری که پیش از این سریالهای موفقی چون پاورچین، نقطه چین، شبهای برره، باغ مظفر و مرد هزار چهره را در کارنامهٔ خود داشته، در این کمدی تاریخی (به گفته خود) بهترین کارش را به نمایش گذاشتهاست.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: دکتر ایوبی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه جمعی از هنرمندان سینمایی کشور با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند.
آیت الله العظمی جوادی آملی در این دیدار با تاکید بر این نکته که هنر به ویژه سینما، باید محل تجلی حق و حقیقت باشد؛ اظهار داشتند:
باید توجه داشت که سینما، یک رسانه مجازی نیست؛ هرجا که فکر و اندیشه و هنر در جریان است فضا فضای حقیقت است لذا همه ما در فضای حقیقت زندگی می کنیم، کسانی که از برخی هنرها و رسانه ها به «مجازی» یاد می کنند اگر راه اندیشه را راه مستقیم میدانستند هرگز از این فضا به فضای مجازی یاد نمیکردند.
بسیاری از جوامع بشری با حس و تجربه حسی زندگی میکنند و نه تجرید، تجرید به حکماء تعلق دارد، بشر در یک قرن گذشته با از سر گذراندن جنگ جهانی اول و دوم و جنگهای نیابتی اخیر، تجربه کرده و فهمیده است که با جنگ، کشتار و زور نمیشود جهان را اداره کرد منتهی راه بعدی و جایگزین آن را بلد نیست! کشتن نه! جنگ نه! اما چه؟
معظم له بشر امروز را موجودی در جستجوی گمشده حقیقی خود معرفی کردند و ابراز داشتند:
غربی ها خیال کردند که سرگرمی های بشری میتواند خلأ معنوی بشر امروز را پر کند در حالی که بشر یک گمشدهای دارد و آن گمشده مشترکات فطرت است؛ همهٴ انسانهای جهان یک زبان مشترک دارند،.
«مجید مجیدی» کارگردان و «محمدمهدی حیدریان» تهیهکننده فیلم سینمایی محمد (ص) با آیتالله جوادی آملی دیدار کردند.
در این دیدار گزارشی از روند تحقیق و نگارش فیلمنامه، مضامین در نظر گرفته شده، شکل روایت فیلم و چگونگی انتخاب عوامل دستاندرکار این پروژه به اطلاع آیتالله جوادیآملی رسید.
* اگر کسی خواست درباره موضوعات عالی هنرنمایی کند، باید هنرش عالی باشد
آیتالله جوادیآملی در ابتدای صحبت خود گفت: گزارش نافع و مسرتبخشی را شنیدم. امیدوارم که خداوند سعی بلیغ شما را به احسن وجه مشکور کند و توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را به همه شما و همکارانتان مرحمت کند. چند نکته هست که مربوط به فیلم و مربوط به وجود مبارک پیغمبر (ص) است. امروز جهان با هنر زندگی میکند. یک وقتی با ادبیات و شعر زندگی میکرد. گاهی مثلاً یک قصیده، گروهی را ساقط میکرد، گروهی را روی کار میآورد. در دوران عباسیان، یک قصیده چنین تأثیری میگذاشت. اینکه میبینید شاعری از ایران به دربار هند میرود و ملکالشعرای هند میشود، به این دلیل است که آنموقع شعر میتوانست حرف اول و آخر را بزند. امروز هنر این سهم را دارد.
وی ادامه داد: اگر کسی خواست درباره موضوعات عادی هنرنمایی کند، داشتن همان فکر عادی کافی است. اما اگر کسی خواست درباره موضوعات عالی هنرنمایی کند، باید هنرش عالی باشد. یعنی همانطور که خود پیغمبر (ص) تحولی در جهان ایجاد کرد، فیلم آن حضرت هم باید تحول ایجاد کند. وگرنه میشود یک فیلم عادی.
آیتالله جوادیآملی اضافه کرد: یهودیت و مسیحیت در جریان فیلمسازی پیشرفت کردند، اما ما در اسلام به خودمان اجازه نمیدادیم که مسائلمان به زبان سینما درآید. این پرهیز یا بهخاطر ابتذال سینما بود یا بهخاطر اینکه ما هنرمندی نداشتیم که بتواند مفاهیم وحی را از مرحله شهود به عقل دربیاورد، عقل را به مرحله خیال درآورد، خیال را حسی کند تا بشود سینما. قالب سینما از خیال به حس میآید. توجه داشته باشید که در فرهنگ قرآن به خیالباف میگویند مختال. اما اختیال از باب افتعال است، تخیل از باب تفعل. خداوند، خیالباف و خیالساز را دوست ندارد: «لایحب کل مختال فخور». اما اگر انسان عاقل باشد و آن عقل را به خیال منتقل کند، و از خیال به حس بیاورد، این مایه علمی دارد. اما اگر از خیال نشئت گرفته و به حس تبدیل شده، این میشود مختال. در سینما، فیلمها غالباً مختالانه است. یعنی خیال است و بعد به حس تبدیل میشود. یک هنرمند سینمایی باید وحی را خوب بشناسد، آن مشهود را از دالانی صحیح به معقول تبدیل کند، بعد معقول را متخیل کند و متخیل را محسوس کند تا قابل عرضه باشد. وگرنه علمی نیست. و این معنا چون نبوده کسی درکش نکرده است.
اگر می توانستم به استاد فرشچیان پیامی برسانم، توصیه می کردم که تابلویی بکشد تا منطق الطیر عطار و جریان سیمرغ او را بشکافد.
حضرت آیت الله جوادی آملی، در دیدار اعضای شورای برگزاری همایش ملی هنر و تبلیغ که عصر امروز در بنیاد علوم وحیانی اسراء برگزار شد، گفتند: هدف حوزه این نیست که هنرمند به جامعه عرضه کند، هدف حوزه آن است که هنرمندانه دین را به مردم برساند و تبلیغ نماید.
ایشان افزودند: ساختار دین اسلام هنری است و می بایست توسط حوزویان هنرمند با استفاده از ابزار هنر تبلیغ شود.
معظم له ادامه دادند: حوزه نباید تلاش کند که متخیل را محسوس کند، باید معقول را محسوس کند، هنر این است که معقول را محسوس کرد و در این زمینه ابتدا باید هنر را معنا نمود.
حضرت آیتالله جوادیآملی در تبیین معنای هنر، افزودند: هنر تجلی معقول در دستگاه خیال است که با خروجی جماد محسوس عجین می شود؛ بنابراین سه عنصر معقول، خیال و محسوس باید باشد تا هنر دینی باشد، اگر چیزی ریشه عقلی نداشته باشد و مبرهن نباشد، در دستگاه هنر اسلامی و دینی نیست.
خلاصه کتاب رویکردهایی به سواد رسانه ای
1. رویکرد اساطیری با پیگیری راهکارهای زیر، کمک میکند تا محتوای رسانهای قابل فهم شود:
تشخیص کارکردهای اساطیری برنامههای رسانهای؛
در نظر گرفتن محتوای رسانهای در مقام بازگویی اساطیر سنتی؛
شناسایی عناصر اساطیری در برنامههای رسانهای (و معانی جهانشمول این عناصر) که به شناخت روایت کمک میکند؛
بررسی برنامههای رسانهای از منظر اساطیر فرهنگی مدرن؛ چنین نگاهی به شناخت زندگی معاصر کمک میکند.
2. چارچوب روششناختی مناسب برای تحلیل اسطورهشناختی را میتوان چنین برشمرد:
آیا نمایش رسانهای مورد نظر، کارکردی از کارکردهای اسطوره را در بر میگیرد؟ این مسئله موجب شناخته شدن کدام جنبه از محتوای رسانهای میشود؟
نقش رسانهها در فرآیند اسطورهسازی چیست؟
رسانهها به چه روشی، از انسانها و رویدادها، اسطوره میسازند؟
رسانهها به چه روشی، از انسانها و رویدادها، اسطورهزدایی میکنند؟
آیا نمایش رسانهای مورد نظر، اساطیر کلاسیک را بازگو میکند؟
چرا یک اسطوره سنتی در این مقطع زمانی و در این فرهنگِ خاص مطرح شده است؟
این اقتباس چه تفاوتهایی با نسخه اصلی دارد؟
اینگونه اقتباسها در مورد نگرشها، باورها، ارزشها و مشغلههای ذهنی یک فرهنگ چه اطلاعاتی ارائه میدهند؟
آیا نمایش رسانهای مورد نظر را میتوان شکلبندی مجددِ اسطوره سنتی دانست؟ توضیح دهید.
آیا نمایش رسانهای مورد نظر در برگیرنده مضمونهای اسطورهای است؟ شناخت عناصر اسطورهای چه کمکی به شناخت متن میکند؟
آیا در نمایش رسانهای مورد نظر، چهرهای اساطیری به تصویر کشیده شده است؟ شناخت این چهرههای اسطورهای چه کمکی به شناخت متن میکند؟
آیا نمایش رسانهای مورد نظر، موارد زیر را در بر میگیرد؟ شناخت این عناصر رسانهای چه کمکی به شناخت متن میکند؟
پیرنگهای اساطیری
نقشمایههای اساطیری
نمادهای اساطیری