
آنچه باید درباره «جنگ جهانی سوم» بدانید؟

آنچه باید درباره «جنگ جهانی سوم» بدانید؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در ابتدای این برنامه، تعدادی از پیشکسوتان جنگ تحمیلی، خاطراتی از «ایستادگی و مقاومت»، «شجاعت و ایمان» و «ایثار و شهادت» دوران دفاع مقدس بیان کردند.
در ادامهی این مراسم رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی، ضمن قدردانی صمیمانه از همهی کسانی که متعهدانه پرچم احیای خاطرات و ارزشهای دفاع مقدس را برافراشته نگه داشتهاند، تأکید کردند: باید با ایجاد یک نهضت ترجمه، آثار مکتوب و صدور آثار هنری و فیلمهای دفاع مقدس، پیام روح ایمان و مجاهدت و پیام شکستناپذیری ملت ایران را به جهانیان برسانیم.
![]()
جمعی از سینماگران، منتقدان و روزنامهنگاران دربارهی واگذاری ماهنامهی «24» و تصمیمات حاشیهساز مؤسسهی همشهری نامهای منتشر کردند. همشهری مدیریت و سردبیری هشت مجله گروه مجلات خود را به یک فرد واگذار کرده و این مجلهها فقط تا پایان شهریور با سردبیری و حضور تحریریه فعلی منتشر میشوند.
در این نامه که سینماگران و منتقدان فیلم منتشر کردهاند، آمده است:
«ماهنامهی «24» بعد از نُه سال انتشار بدون تردید یکی از نشریات سینمایی جریان اصلی و قابل اعتنای کشور با کارنامهای قابل دفاع است؛ مجلهای که در آستانهی صد و سومین شمارهی خود توانسته استاندارد نشریات سینمایی را در ایران ارتقا بدهد و از نظر محتوایی و گرافیکی به معیارهای جهانی نزدیک شود. جایگاه ویژهی این نشریه بین سینمادوستان و سینماگران و اقبال به مطالب متنوع آن از ویژگیهای بارزش است. حفظ کیفیت چنین نشریهای نتیجهی بهکارگیری روزنامهنگارانی کاربلد است که ضمن آشنایی با اصول حرفهای، راه و رسم ارتباط صحیح با مخاطب را بلد باشند و بتوانند بهدور از روشهای منسوخ و غیراخلاقی، در زمینهی ارتقای فرهنگی کشور گام بردارند و خوشبختانه این سرمایهی ارزشمند در کنار سنت مجلهنگاری همشهری توانست به این جایگاه دست پیدا کند.اگرچه تصمیمات جدید اتخاذشده در مؤسسهی همشهری و واگذاری سردبیری همهی مجلات به یک نفر که ظاهرا بار مالی مجلات را بناست از روی دوش همشهری بردارد جای نگرانی بسیار دارد، اما امیدواریم از تلاش مدیران همشهری برای حفظ و ارتقای کیفیت ماهنامهی «24» کاسته نشود و با کنار رفتن نیروهایی که بیش از صد شماره برای کیفیت و بقای این مجله کوشیدهاند لطمهی جبرانناپذیری به این نهاد مطبوعاتی نخورد. از سر دلسوزی برای فرهنگ و سینما مایلیم یادآوری کنیم که تصمیمات اتخاذشده نباید سایهی سنگین سیاست بر فرهنگ را که مشکل همیشگی اهالی قلم و هنرمندان در این کشور بوده است تشدید کند و به موج ناامیدی که این روزها به شکل عجیبی در حال افزایش است بیفزاید. نباید فراموش کرد که کیفیت و اعتبار همیشه بهسختی به دست میآید، اما بهراحتی از بین میرود.»
فهرست امضا کنندگان این نامه:

تفاهم کریدورهای بزرگ و اندیشه ساز همیشه منجر به ظهور آثار بزرگ و ماندگار می شود، مدرسه اسلامی هنر هر چند پس از دانشکده بی بدیل صدا و سیما در قم آغاز به کار کرد، اما به توفیقاتی دست یافت که دانشکده صدا و سیما سال ها تا رسیدن به آن افق ها فاصله دارد، تعلق سازمانی و لو به سازمانی مهمی همچون صدا و سیما پای بند پرواز به افق هایی همچون مدرسه اسلامی هنر برای این مرکز رسانه ای حوزوی دین و رسانه شده است. که خوشبختانه مدرسه اسلامی هنر توانست مکمل خوبی برای اقدام امید بخش حرکت "به سوی هنر اسلامی ایرانی مدرن" (عنوان مجموعه در دست تالیف از اسطوره سازان) گردد.
هر چند که این روزها دانشکده صدا و سیما قم پس از دوره مدیریت نخبگانی حجت الاسلام دکتر هادی صادقی و دوره کوتاه دکتر احمد پهلوانیان با نخبگانی ترین نیروی ممکن استاد فرزانه دکتر علیرضا پویا اداره می شود اما وقتی پرپرواز نیست، آسمان نیز محروم از سیمرغ ها هنر خواهد بود.
تعامل مدرسه اسلامی هنر با سازمان سمت بزرگترین تولید کننده متون آموزشی در حوزه علوم انسانی می تواند نوید تحول در علوم هنر و ارتباطات دینی و تولید متون بومی هنری رسانه ای و حمایت عملی از تولید علم در سال حمایت از تولید و کالای ایرانی را بدهد

داستان سینمادار قدیمی کابل:
داستان فیلم گلچهره در مورد اشرف خان (مسعود رایگان) سینمادار قدیمی کابل است که بعد از سقوط دولت کمونیستی نجیب الله و تسلط مجاهدین بر افغانستان می خواهد سینمای خود را که «گلچهره» نام دارد بازسازی کند. اشرف خان برای بازسازی سینمای قدیمی خود با وزیر فرهنگ وقت و سالار (افشین هاشمی)، و مسئول فیلمخانه ملی افغانستان وارد مذاکره می شود و هر یک از آن ها به نوبه خود برای بازسازی سینما «گلچهره» به اشرف خان یاری می رسانند، اما یکپارچگی دولت با سر بر آوردن شورشیان طالبان از بین می رود و دوباره آشوب و جنگ داخلی در افغانستان به راه می افتد. اشرف خان در این میانه از وزیر فرهنگ افغانستان می خواهد تنها از او حمایت کنند. در این میانه عبدالقادر (حسین محب اهری) که یکی از رهبران متعصب افغان است نزد اشرف خان آمده و به او اعلام می کند که هرگز اجازه نمی دهد او با راه انداختن سینما «فساد» را در میان جوانان جامعه تبلیغ کند. اما اشرف خان از این گونه حرف ها هیچ هراسی به دل خود را نمی دهد و با مدد و همراهی سالار و دکتر (لادن مستوفی) تصمیم می گیرد تا آپارات قدیمی سینما را تعمیر کند. رخساره آدرس یکی از دوستانش به نام گودرز (هدایت هاشمی) که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشهد کار می کند و متخصص تعمیر انواع آپارات سینما است را به اشرف خان می دهد و اشرف خان برای یافتن گودرز راهی مشهد می شود. او در مشهد گودرز را راضی می کند که برای تعمیر آپارات کهنه سینمایش به کابل برود و بعد از توافق گودرز آن ها راهی کابل می شوند.

سومین نشست پدیدارشناسی سینمای ایران با موضوع: سینمای دینی در ایران با حضور: دکتر اصغر فهیمی فر (عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر) و دکتر اسماعیل بنی اردلان (عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران، پژوهشگر و منتقد سینما)

سید شهاب الدین حسینی درباره این خبر توضیح داد: «پیرو خبری که در خصوص فعالیت های اخیر بنده منتشر شده لازم دیدم توضیح مختصری به محضر شما تقدیم کنم. در پى فعالیتی که از دو سال پیش آغاز کردم به لطف الهی موفق به تاسیس شرکت فیلمسازی با نام ندای هفت آسمان شدم که هدفی جز کشف آثار و استعداد های جوان را در حیطه های مختلف نمایشی اعم از تئاتر، سینما، فیلم های کوتاه، مستند، انیمیشن، دنبال نمیکند که در راستای هدفی است که همواره در جهت اهمیت به وجود منابع انسانی برای خود تعریف کردم و امیدوارم به یاری یگانه یار، موفق به این مهم شوم.
در عین حال این شرکت دارای خواهر دوقلویی در آمریکا است به نام seven skies entertainment که در راستای تولید آثار نمایشی در حوزه های مختلف آن با استخراج از منابع غنی فرهنگ و ادبیات ایران زمین به ثبت رسیده و تاسیس شده به این امید که جایگاهی برای ارائه غنای فرهنگی ادبیات و هنر ایران در بازارهای جهانی باشد. این هدف جز با عشق خالصانه، تلاش صادقانه، و دعای خیر شما مردمی که همواره دلتون برای عزت و سربلندی این سرزمین میتپه در دسترس نخواهد بود.»

شناختن و شناساندن امام حسین (ع) دروازه ورود به جهان مهدوی و جهان موعود است
چند سالی است که گروهی از دانشجویان و فعالین فرهنگی مسلمان اروپا، از ملیتها، فرهنگها و زبانهای مختلف در فعالیتی خودجوش و ابتکاری زیر پرچم عاشورای حسینی جمع شدهاند و با نگاهی جهانی به شناساندن امام حسین ع و قیام ایشان اقدام میکنند.
این دانشجویان پس از انجام کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی در زمینه فرهنگ و مخاطبان جوامع اروپایی، بروشورهایی را تهیه کردهاند و با حضور در مراسمات و هیاتهای عزاداری حسینی در اروپا بعد از گفتگویی صمیمی و اهدای گل به بینندگان و ناظرانِ اروپایی، آن کاتولوگ را به آنها تقدیم میکنند.
این گروه در محرم 2018 نیز در نظر دارند از فرصت همزمانی روز عاشورا و روز جهانی صلح استفاده کند و در ابعاد گستردهتری خود را مطرح کند.
از جمله کارهایی که برای امسال درنظر گرفته شده است، برگزاری یک رویداد مجازی در روز جهانی صلح و با هشتگ #hussain4peace است لذا از همه کاربران فعال فضای مجازی دعوت میشود برای حمایت از این فعالیت خودجوش و جهادی با انتشار تصاویر و کلیپهای زیبای خود که بیانگر زیباییهای ایام محرم و نیز پیامهای جهانی امام حسین (ع) هستند در این رویداد مشارکت کنند.
پیش از این پویش Who is Hussein در اروپا راه اندازی شده است.

خلاصه داستان:
کاوه نریمان یکی از پزشکانِ پزشکی قانونی در محل کارش با جسدی مواجه میشود که وی را پیش از این میشناختهاست

ایران سرزمین افسانهها، قهرمانها و دلاوران بیشماری است. هر قهرمانی روایتی شیرین و شنیدنی مختص به خود را دارد و هر کدام، نسل به نسل گشته و تعریف شده است تا ما درسی از آن بگیریم. بعضی از آنها خیالی و بعضی دیگر با آن که افسانه هستند، بسیار به واقعیت شبیهاند. هر داستانی زیبایی و هیجان مختص به خود را دارا است و روایت آن، از زبان کسی که بتواند این هیجانات را به تصویر بکشد، بسیار شیرینتر از یک روایت معمولی است. در بهار سال ۲۰۱۵، انیمهای تحت عنوان Arslan Senki، در ۲۵ قسمت منتشر شد. این انیمه از روی یک رمان نوشته یوشیکی تاناکا (Yoshiki Tanaka) ساخته شده بود که آن رمان نیز در مورد یکی از افسانههای مشهور ایران زمین، یعنی افسانه امیر ارسلان نامدار است. البته رمان با چیزی که ما از آن انتظار داریم فرق دارد و دچار تغییراتی نسبت به افسانه واقعی شده است ولی به هر حال جلوهای کامل را از شکوه ایران زمین و قهرمانان آن به روایتی ژاپنی و فانتزیگونه به تصویر کشیده است. روایت داستان زندگی ارسلان، از ۱۴ سالگی وی در انیمه جریان دارد تا اتفاقات و مشکلاتی که گریبانگیر او و کشورش میشود. عنوان Arslan: The Warriors Of Legend نیز از روی انیمه Arslan Senki اقتباس شده است و داستان آن پیرامون حوادث انیمه، جنگها، درگیریها و مشکلات ارسلان و یارانش در جریان است.

ظرفیت سنجی مجموعه های نمایشی تلویزیونی در خلق ابرقهرمان ایرانی (با مطالعه تطبیقی نقش اسطوره ها و کهن الگوها در خلق ابرقهرمان ایرانی و هالیوودی)

حجتالاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری، کارشناس دینی و عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، قبل از هر مطلبی تأکید میکند که به عنوان شهروندی در لباس روحانیت کم و بیش برنامههای سیما را رصد میکند و ضمن بیان نکاتی تأملبرانگیز در باره برنامهها، درباره آنها داوری نهایی نمیکند. حجت الاسلام الویری در گفت وگویی به کندوکاو درباره جایگاه زن در سیما و نحوه به تصویر کشیدن زن در این رسانه پرداخته است. این استاد حوزه و دانشگاه مطالب را به طور دستهبندی شده ارائه میدهد و پرسشهایی را در برابر دستاندرکاران رسانه ملی قرار میدهد.
این کارشناس مسائل دینی و اخلاقی معتقد است: اگرچه روابط جنسی آشکار که در بعضی تبلیغات بازرگانی غربی وجود دارد در برنامههای تلویزیونی ما دیده نمیشود، اما به طور محسوسی همان روابط و استفاده ابزاری از زن به صورت پنهان در تبلیغات بازرگانی موج میزند:

متخصص رسانه و یک رفتارشناس اجتماعی در نشستی به آسیب شناسی رویکرد تلویزیون در برنامه طنزی مانند «خنداونه» و شوخی هایی که در آن مطرح و مرجع می شود، پرداختند.
پخش این سری از برنامه «خندوانه» از شبکه نسیم جمعه شب ۱۶ شهریور به پایان رسید تا دوباره فصل جدید آن بعد از محرم و صفر روی آنتن رود. این فصل از «خندوانه» که پخش آن از ماه رمضان آغاز شده بود اگرچه با حضور عروسک جناب خان همراه بود اما چندان نتوانست در طول پخش مخاطبان را با خود همراه کند تا اینکه فصل جدید «خنداننده شو» با رقابت استعدادهای جدید آغاز شد؛ جوانانی که سنین آنها از ۱۷ سال شروع میشد و اغلب به دهه ۷۰ تعلق داشتند و از همان اولین شبهای اجرای استندآپ کمدی ها، شوخیهای مطرح شده با حاشیه هایی رو به رو شد.
این فصل از رقابتهای استندآپ کمدی یا «خنداننده شو» همچون فصل قبل واکنشهای مختلفی را به دنبال داشت. این واکنشها و همچنین اتفاقاتی که در برنامه رخ داد باعث شد بیش از پیش اهمیت رسانه به عنوان یک مدیوم برای انتقال مفاهیم و آموزش جامعه مورد توجه قرار بگیرد. شوخی هایی که در «خنداننده شو» مطرح می شد تا جایی پیش رفت که بسیاری از منتقدان می گفتند دیگر نمی توانند این برنامه را در منزل و با خانواده و به ویژه بچه هایشان تماشا کنند. مراقبت نکردن از جوانانی که آشنایی درستی با رسانه ملی و حیطه تاثیرگذاری و وظایف آن نداشتند از دیگر انتقادهایی بود که به این بخش از «خندوانه» وارد شد و نقد و نظرها تا جایی پیش رفت که علی احمدی تهیه کننده و رامبد جوان مجری برنامه «خندوانه» نشستی رسانه ای تدارک دیدند و سعی کردند به برخی از سوالات اهالی رسانه جواب دهند که البته بخشی از این پاسخگویی شکل طعنه به خود گرفت. از دیگر موضوعاتی که در آن نشست مورد پرسش قرار گرفت مسایل مالی و ابهامات آن بود که به آنها نیز پاسخ روشنی داده نشد.

آمریکا: دنیا را بدون او تصور کنید مستندی است که هویت آمریکا را زیر سوال می برد. اینکه بدون آمریکا جهان می توانست به کجا کشانده شود و چه بلایی بر سر تاریخ می آمد. فرض کنید اگر آبراهام لینکلن نبود چه بلایی بر سر برده داری می آمد؟! حادثه هایی همچون بمباران اتمی ژاپن، جنگ ویتنام وشاید اتفاق نمی افتاد. همچنین در این مستند دولت جورج بوش و باراک اوباما نیز به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

خلاصه داستان:
خلیل بسیجی معروف که به «خلیل کاتیوشا» شهرت دارد پس از قبول نکردن بادیگاردی رحیم مشایی مجبور میشود چند روزی را کنار عرشیا پسر جلف پولدار بگذراند. این اختلاف طبقاتی و دیدگاه باعث میشود دردسرهایی برای هم ایجاد کنند.
شعار فیلم «من اگر بخوام توی زندگیم موفق باشم حتما نباید اونجوری به زندگی نگاه کنم که تو نگاه میکنی»
بازیگران: احمد مهرانفر، سیما تیرانداز، ارژنگ امیرفضلی، لیندا کیانی، میترا حجار، لیلا اوتادی، قاسم زارع، مهران رجبی، خشایار راد،بیژن بنفشهخواه، امید منصورفلاح، ماهان ناصربخت و رادمهر روحانی مقدم
تهیه کننده و کارگردان:علی عطشانی، نویسنده:مهدی علی میرزایی – بر اساس طرحی از خشایار الوند، مدیرتولید:علیرضا یگانگی، برنامهریز:عاطفه باقری،طراح صحنه و لباس:آبتین برقی، طراح گریم:فرزانه زردشت، مدیرفیلمبرداری:محمود عطشانی، مدیرصدابرداری:محمد شاهوردی، عکاس:پیمان گرزم، گروه کارگردانی:محمود تیموری، اشکان صفاری، تهمینه بصرهای،سید امین شجاعی

در پایان قسمت نخست مجموعه سینمایی «دونده هزارتو» قبل از اینکه گروه نجات، توماس و سایر همراهانش را سوار هلکوپتر کند در همان قسمت دوم در خواهیم یافت که شدت نور خورشید پایان کره زمین را رقم زده است. وقتی از بیشه سر سبز قسمت اول وارد فضای بیابانی قسمت دوم میشویم، تناقضهای بنیادین طراحی دراماتیک ملموستر میشود. تفاوت عجیبی میان زمین سبز و فضاهای ابری قسمت اول فیلم و بیابانهای خشک قسمت دوم وجود دارد. چگونه نور خورشید شدت گرفته، آخرالزمانی را رقم زده و پس از آن شرایط به حالت عادی بازگشته است و تفاوت اقلیمی که هزارتوی سبز با خروجی بیابانی چه دلیلی میتواند داشته باشد به غیر از اینکه فیلم اشکلات بنیادین در طراحی جغرافیایی دارد.