اسطوره سازان تمدن ایرانی

مرکز رسانه ای اسطوره سازان تمدن ایرانی براساس دغدغه ی قهرمان، الگو و اسطوره سازی و پاسخ به کمبود منابع تصویری از قهرمانان، الگوها و اسطوره های دینی و بومی مورد نیاز نسل جوان و جامعه امروزی، با رویکرد تولید آثار تلویزیونی و سینمایی در ساختارهای داستانی، مستند، آموزشی، انیمیشن و سریال های تلویزیونی فعال شده است
همچنین در حوزه توزیع و پخش آثار سینمایی و سینما مارکتینگ فعال است

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها

کن چگونه «کن» شد؟

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ق.ظ

جشنواره کن چگونه راه‌اندازی شد/ اولین تجربه میان جنگ و التهاب

جشنواره کن. سالهای نخست

جشنواره بین المللی فیلم کن به ابتکار فیلیپ ارلانژه و وزیر آموزش و هنرهای که تمایل داشتند رویدادی بین المللی هنری را در فرانسه پایه‌گذاری کنند و در رقابت با جشنواره فیلم ونیز بنیانگذاری شد.

نخستین دوره جشنواره فیلم کن قرار بود در سال ۱۹۳۹ در شهر ساحلی کن به ریاست لوئی لومییر برگزار شود که البته به دلیل جنگ در اروپا تنها با یک نمایش خصوصی افتتاح شد و سپس برگزاری جشنواره تا سال ۱۹۴۹ به تاخیر افتاد. بعد از آن نخستین دوره ۱۰ روزه این جشنواره در سپتامبر سال ۱۹۴۶ در شهر کن برگزار شد. در زیر به تاریخچه افتتاح این جشنواره و اینکه چگونه جنگ های اروپا مانع از برگزاری آن شد اشاره می شود.

 

آغاز جشنواره کن همزمان با ونیز و تاثیرگذاری بر یکدیگر در سال ۱۹۳۹

برای آشنایی با تاریخچه تاسیس جشنواره فیلم کن لازم است سری به جشنواره ونیز بزنیم. در سال ۱۹۳۹ داوران جشنواره ونیز به دلیل فشارهای هیتلر و موسیلینی در آخرین لحظه رای خود را برای انتخاب بهترین‌ها تغییر دادند و مستندی را به عنوان برنده اعلام کردند که ماشین تبلیغات نازی ها بود. این موضوع فیلیپ ارلانژه تاریخ دان و دیپلمات فرانسوی را که پیشتر به صرافت برگزاری یک جشنواره آزاد و بدون فشارهای مختلف افتاده بود به شدت حیرت زده کرد و او زمانی که چراغ سبز و موافقت را از ژان زه وزیر آموزش و هنرهای زیبا فرانسه گرفت به ایده خود برای جشنواره‌ای آزاد رسمیت داد.

روز اول سپتامبر سال ۱۹۳۹ جشنواره فیلم کن افتتاح شد. تاکید اصلی در رویکرد جشنواره بر این بود که از هر کشور یک فیلم در بخش مسابقه انتخاب بشود ولی از آنجا که عملیات های ارتش آلمان چهره اروپا را تغییر داده بود و اروپا روزهای بحرانی را پشت سر می‌گذاشت تنها ۹ کشور پذیرفتند که در نخستین دوره جشنواره فیلم کن شرکت کنند. البته فرانسه به عنوان میزبان جشنواره از فیلمسازان ملیت های مختلف از جمله فیلمسازان آلمانی و ایتالیایی دعوت به عمل آورد که آنها دعوت را رد کردند.

 

چگونگی انتخاب شهر کن به عنوان مکان جشنواره

فرانسه می خواست مانند ایتالیا برای جشنواره خود شهری با پرستیژ شهر ونیز که جشنواره فیلم ونیز در آنجا برگزار می‌شود، برگزیند. شهرهای کن و بیاریتز از میان ۱۰ گزینه، انتخاب های اول بودند. زمزمه هایی شنیده می شد که شهر کن انتخاب نهایی خواهد بود اما روز نهم ماه می ۱۹۳۹ شهر بیاریتز برای برگزاری جشنواره برگزیده شد. حامیان شهر کن دست از تلاش برنداشتند و در نهایت این شهر با پیشنهاد افزایش کمک مالی شهرداری، برنده و انتخاب شد. بنابراین شهر کن و دولت فرانسه روز سی و یکم ماه می به طور رسمی سند برگزاری جشنواره فیلم کن را امضا کردند.

 

اولین جشنواره در میان جنگ و آشوب

اولین جشنواره قرار بود سال ۱۹۳۹ از اول تا بیستم ماه سپتامبر در کازینو مونیسپال برگزار شود. نخستین تماشاگران جشنواره نیز در ماه اوت به کن آمدند. ژان گابریل دومرگو نقاش، نخستین پوستر رسمی جشنواره را نیز طراحی کرد تا مقدمات برگزاری جشنواره فراهم شود اما تماشاگران با تهدیدهای فزاینده جنگ به خانه های خود بازگشتند. همزمان با افتتاح جشنواره کن در روز اول سپتامبر، آلمانی ها به لهستان حمله کردند و زمان برگزاری جشنواره ۱۰ روز عقب افتاد، اوضاع بدتر شد و روز سوم سپتامبر جنگ اعلام شد و دیگر امکان برگزاری جشنواره ناممکن بود. تنها یک نمایش خصوصی برای فیلم گوژپشت نوتردام به کارگردانی ویلیام دیترله برگزار شد. تبلیغات این فیلم که  ماکتی مقوایی از کلیسای نوتردام پاریس بود در ساحل کن ساخته شده بود.

اگرچه فرانسه در سال ۱۹۴۵ هنوز ویرانه ای از جنگ بود اما فیلیپ ارلانژه که ایده جشنواره کن را مطرح کرده بود دوباره در ماه ژوئیه ایده خود را برای برگزاری جشنواره با یک کارگردان فرانسوی در میان گذاشت. دولت فرانسه و شهرداری شهر کن در آن شرایط نمی توانستند هزینه جشنواره را تقبل کنند بنابراین هزینه های واجب از طریق پذیره نویسی عام تامین شد. سرانجام دومین جشنواره کن بعد از طی کردن مشکلات زیاد در سال ۱۹۴۶ در دوران پرآشوب پایان جنگ جهانی دوم برگزار شد که سرآغازی برای ایجاد فصل بزرگی در جهان سینما محسوب می شد.

 

کشف ها و افشاگری های سینمای معاصر

جشنواره فیلم کن از همان ابتدا دنیا را با سینمای ایتالیا و نئورئالیسم آشنا کرد و نسل جدیدی از فیلمسازان با این جشنواره ظهور کردند. فیلم های جشنواره توسط مسئولانی انتخاب شد که شباهتی به آدم های وزارتخانه ای و دولتی نداشتند و این باعث شد به تدریج آثار مولفان جوان در جشنواره کن دیده شود. هرچند تردیدهایی نسبت به نظر هیات داوران وجود داشت که شاید گاهی نظراتشان پشت پرده موافقت های سیاسی شکل می گرفت، با این حال جشنواره به کشف سینماهای گمنام در اروپا کمک کرد.

 

سال های ۱۹۵۰ جشنواره ای در دوران جنگ سرد

رومی اشناید، آلن دلون فستیوال کن

کن در دهه ۱۹۵۰ میلادی به یک جشنواره جهانی الف در دنیا تبدیل شد و با پایان جنگ، دوران تبادلات و همکاری های جدید هموار شد و همین امر باعث شد بسیاری از مراسم ها و رویدادهای جهانی سازمان دهی شوند و کشورهایی که در زمینه فیلمسازی فعال بودند در تمام رقابت ها شرکت می کردند، اما خیلی زود اوضاع دیگر جشنواره ها بهم ریخت و در میان آنها جشنواره فیلم کن بیش از گذشته اسم و رسمی بهم زد.

جشنواره کن در دهه ۱۹۵۰ به محبوبیت دست پیدا کرد و صدها خبرنگار و چهره معروف برای پوشش خبری به ساحل کروزات می آمدند. طی تغییراتی، از سال ۱۹۵۲ زمان برگزاری این جشنواره نیز از سپتامبر به ماه می تغییر یافت. از چهره های مطرحی که در این دوران به کن آمدند، می توان به گریس کلی، سوفیا لورن، کری گرانت، رومی اشنایدر، جینا لولوبریجیدا، آلن دلون و سیمون سینیوره اشاره کرد. در سال ۱۹۵۴ نخستین جنجال جشنواره فیلم کن پدید آمد که مربوط به انتشار عکس سیمون سیلوا بازیگر بریتانیایی در کنار رابرت میچم در جزایر لرینز بود که خشم مسئولان جشنواره را در پی داشت.

مهمانان و شرکت کنندگان خارجی در جشنواره فیلم کن معمولا مطابق آداب و رسوم کن رفتار می کردند یعنی پس از تماشای فیلم ها در پارتی ها شرکت می کردند و هنوز جشن هایی که کمپانی «یونی فرانس فیلم» ترتیب می داد در خاطره جمعی باقی مانده است. از جمله چهره هایی که با جشنواره کن محبوب و به چهره ای بین المللی تبدیل شدند، می توان به بریژیت باردو اشاره کرد که به عنوان نماد جشنواره فیلم کن محسوب می شود. علاوه بر کشف چهره های جدید، فیلم های جشنواره نیز با موفقیت های تجاری شگرفی روبه رو می شدند.

 

جایزه بهترین فیلم این جشنواره ابتدا «جایزه بزرگ» نام داشت، در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار جایزه بهترین فیلم با نام نخل طلا به مارتی به کارگردانی دلبرت مان اهدا شد  و از آن پس نخل طلا به عنوان جایگزین «جایزه بزرگ» در نظر گرفته شد.

جشنواره فیلم کن در طول دوران برگزاری خود با فراز و نشیب ها و تغییراتی همراه بوده که از آن جمله می توان به اضافه شدن بخش هایی مثل بازار فیلم و اعتراض به اهدا نخل طلا به یک فیلم اشاره کرد.

 

 

سال های ۱۹۶۰: جشنواره کن و بازار فیلمش

شون کانری در فستیوال کن

آندره مارلو که وزیر ارتباطات فرهنگ دولت فرانسه در آن سال ها بود، برنامه ریزی جشنواره فیلم کن را نیز برعهده داشت. مارلو در دوران وزارتش به نسل جوان فیلمساز در کن اجازه بروز و شکوفایی داد. البته انتخاب های مارلو بی جاروجنجال هم نبود. به عنوان مثال در آن سال ها مارلو فیلمی را برای نمایش در جشنواره انتخاب کرد که به یکی از بزرگترین جنجال های دهه خود تبدیل شد؛ فیلم راهبه ساخته ژاک  ریوت.

در سال ۱۹۵۹ مارلو طرح بازار فیلم را مطرح کرد. هدف از بازار فیلم گسترش صنعت سینما بود که با آن موافقت شد. سال به سال بازار فیلم بین المللی کن رشد بیشتری پیدا کرد و امروزه یکی از بزرگترین بازارهای فیلم در جهان است. در سال ۱۹۶۱ سندیکای منتقدان سینمای فرانسه تشکیل شد. به کمک این سازمان «هفته منتقدان» به عنوان بخش جنبی به جشنواره اضافه شد. مدیریت این بخش زیر نظر مستقیم سازمان برگزار کننده جشنواره فیلم کن قرار دارد.

 

پیدایش انواع و اقسام جنجال ها

جشنواره کن از بدو تاسیس به دلیل نمایش برخی فیلم ها و جوایزی که اهدا کرده همواره جنجال هایی را در پی داشته است که به طور مثال می توان به اهدای نخل طلا به زندگی شیرین (فدریکو فلینی ۱۹۶۰۰) اشاره کرد که واتیکان واکنش مثبتی به آن نشان نداد یا نمایش ویریدیانا (لوئیس بونوئل) که آن هم با حاشیه هایی همراه بود. در سال های ۱۹۶۰۰ تظاهراتی در شهر پاریس و حومه آن انجام شد که به درگیری با پلیس منتهی شد. این تظاهرات و تنش ها بر جشنواره کن نیز سایه افکند. در سال ۱۹۶۸ جشنواره کن محلی برای مناظرات و بحث های سیاسی- اجتماعی شرکت کنندگان بود. حتی برخی از فیلمسازان و تهیه کنندگان در آن سال خواهان تعطیلی جشنواره شدند.

 

سال های ۱۹۷۰: شروعی جدید

در سال ۱۹۶۹ بخش دیگری با نام «دو هفته با کارگردانان» (پانزده روز با کارگردانان) به جشنواره اضافه شد. پس از حوادث ماه می ۱۹۶۸ در فرانسه به نظر می آمد که جشنواره نیاز به بخش جدیدی دارد تا ایدئولوژی های مختلف را در قالب فیلم های جهانی به نمایش بگذارد. بخش «دو هفته با کارگردانان» یک انقلاب بزرگ در جشنواره بود و به فیلمسازان تازه کار فرصت نمایش فیلم هایشان را در عرصه بین المللی می داد.

این تغییر جدید خیلی زود به بحث روز جشنواره تبدیل شد. این درحالی است که آرام آرام تماشاگر جشنواره کن نیز افزایش یافت و از ۴۰۰۰ نفر در سال های ۱۹۷۰ به ۷۲ هزار نفر در سال ۱۹۹۰ رسید.

 

سال های ۱۹۸۰: تصویری تغییر یافته از جشنواره کن

در سال های ۱۹۸۰ فیلم های خارجی که کشورهای تولید کننده نمایش آنها را در کشورهای دیگر ممنوع کرده بودند به بخش مسابقه جشنواره کن راه می یافتند. گاهی تحت تاثیر این اتفاق موانع دیپلماتیک نیز ایجاد می شد ولی در نهایت جشنواره خود را متعهد به دفاع از آزادی بیان فیلمسازان می دید. در سال ۱۹۸۳ برندگان مراسم اختتامیه جشنواره با نقدهای شدیدی رو به رو شدند و در این سال ها تیم جدیدی برای مدیریت جشنواره انتخاب شد. ژیل ژاکوب در سال ۱۹۹۷ مدیر اجرایی جشنواره کن شد و در همان سال بخش نوعی نگاه و جایزه دوربین طلایی را به جشنواره اضافه کرد. از سال ۱۹۷۲ به این سو جشنواره این استقلال را برای خود قایل شد که فیلم ها را خود برای بخش مسابقه انتخاب کند و دیگر به معرفی فیلم ها از سوی کشورها اکتفا نمی کند.

 

سال های ۱۹۹۰: برپایی مسترکلاس های سینما و موسیقی در کن

برای اولین بار در سال ۱۹۹۱ «درس های سینما» که در کشورهای خارج به «مستر کلاس» مشهور است توسط فرانچسکو رزی در جشنواره کن برگزار شد. از آن پس برپایی «مستر کلاس» در کن به یک سنت تبدیل شد و فیلمسازان مشهور از کارنامه خود، نگاهشان به سینما و... در این جلسات صحبت می کنند. کلاس های دیگری نیز در کن برگزار شد، مانند درس موسیقی (مستر کلاس موسیقی) که در سال ۲۰۰۳ نیکولا پیوانی آن را برگزار کرد. همچنین در سال ۲۰۰۴ ماکس فن سیدو نخستین مستر کلاس بازیگری را برپا داشت.

 

اهدای نخلِ نخل ها به برگمان در پنجاهمین سالگرد کن

در سال ۱۹۹۷ همزمان با پنجاهمین سالگرد جشنواره فیلم کن مشهورترین فیلمسازان جهان (۲۸ برنده جایزه نخل طلا) روی سن آمدند تا نخل ِنخل ها را به اینگمار برگمان اهدا کنند. در غیاب او دخترش لین اولمان این جایزه را دریافت کرد.

در سال ۱۹۹۸ ژیل ژاکوب بخش سینه فونداسیون را اضافه کرد، بخشی که مخصوص فیلم های کوتاه و فیلم های تولید شده در مدارس سینمایی کشورهای مختلف است. در سال های ۱۹۹۰ نیز کوئنتین تارانتینو به کن آمد و برای پالپ فیکشن برنده نخل طلا شد و اسم و رسمی جهانی پیدا کرد.

 

 دهه اول هزاره جدید

حمله یازدهم سپتامبر به برج های دوقلو در سال ۲۰۰۱ غرب را تحت تاثیر قرار داد و جشنواره فیلم کن نیز از این پدیده رسانه ای و سیاسی در امان نماند. شاهدش نمایشفارنهایت ۹/۱۱ ساخته مایکل مور در سال ۲۰۰۴۴ بود که به استراتژی اشتباه آمریکا اشاره می کرد.

در سال ۲۰۰۷ تیری فرمو مدیر اجرایی جشنواره کن شد. وی یک بار در سال ۲۰۰۷ چنین جمله ای را درباره جشنواره کن بیان کرد: «جشنواره فیلم کن بازاری برای خریداران و فروشندگان بین المللی است که امروزه در نقطه اوج است نه نقطه شروع. سابقا فیلم ها در اینجا کشف می شد اما امروزه انتخاب ها برای بخش مسابقه از میان چهره های شناخته شده و حرفه ای است و گزینش ها یک ماه قبل از اعلام عمومی اسامی فیلم ها انجام می شود. معمولا خرید و فروش فیلم ها پس از نمایش در جشنواره کن قطعی می شود.»

سال ۲۰۰۷ جشنواره شصتمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت. در این سال از ۳۳ تن از فیلمسازان معتبر جهان دعوت شد که بخشی از سازندگان فیلم «هرکسی سینمای خودش» (CHACUN SON CINEMA) باشند و فیلمی سه دقیقه ای بسازند که عباس کیارستمی برنده نخل طلای کن نیز یکی از این فیلمسازان بود.

 

در سال ۲۰۱۰ نیز بخش جدید فیلم های کوتاه کن به جشنواره اضافه شد که بخشی رقابتی در جشنواره است.

حضور ایران در جشنواره کن

اولین حضور سینمای ایران در جشنواره فیلم کن با فیلم کوروش کبیر ساخته مصطفی فرزانه در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه جشنواره سال ۱۹۶۱ رقم خورد و دومین حضور در سال ۱۹۶۴ با فیلم طلوع فجر ساخته احمد فاروقی‌ قاجار در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه بود. جالب آنکه فرزانه از دوستان صادق هدایت بود.

در همین سال، اولین فیلم بلند ایرانی شب قوزی ساخته‌ فرخ‌ غفاری در بخش «هفته منتقدان» به‌ نمایش درآمد. چندسال سینمای ایران در کن غایب بود تا اینکه در سال ۱۹۷۱ فیلم گاو ساخته‌ داریوش مهرجویی در بخش «دو هفته با کارگردانان» حضور یافت. سال بعد مهرجویی با فیلم دیگری به نام پستچی باز هم در کن و در همان بخش حضور یافت. فیلم کوتاه انیمیشن «شهر خاکستری» ساخته فرشید مثقالی در سال ۱۹۷۳ در بخش «دو هفته با کارگردانان» نماینده ایران بود. کن در سال ۱۹۷۵۵ نیز شاهد حضور فیلم شازده احتجاب ساخته‌ بهمن فرمان‌آرا و فیلم انیمیشن تداعی ساخته‌ نورالدین زرین‌کلک در بخش «دو هفته کارگردان‌ها» بود.

 فرمان‌آرا نیز بار دیگر با فیلم سایه‌های بلند باد در سال ۱۹۷۹ در بخش «هفته منتقدان» حضور یافت.

 

حضور پررنگ سینمای پس از انقلاب ایران در کن

شهاب حسینی، اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی در کن

در اولین حضور پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۸۰ در بخش نوعی نگاه، فیلمچریکه تارا به کارگردانی بهرام بیضایی و فیلم نظم به کارگردانی سهراب شهیدثالث  و البته به‌ عنوان محصول آلمان در بخش «دو هفته با کارگردانان» حضور داشت.

در سال ۱۹۹۱ درکوچه‌های عشق ساخته خسرو سینایی در بخش نوعی نگاه حضور یافت. سینمای ایران در سال ۱۹۹۲۲ در کن درخشید. فیلم کوتاه انیمیشنقلب ساخته سعید مجاوری در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه کن حضور یافت و عباس کیارستمی زندگی و دیگر هیچ را در بخش نوعی نگاه به نمایش درآورد و دو  جایزه معتبر «جایزه روسلینی» و جایزه «بهترین فیلم بخش نوعی نگاه» را دریافت کرد.

فیلم بدوک ساخته مجید مجیدی در بخش «دو هفته با کارگردانان» حضور یافت.

عباس کیارستمی در سال ۱۹۹۳ داور جشنواره کن شد و سال بعد با فیلم زیر درختان زیتون در بخش مسابقه به کن برگشت. ابراهیم مختاری زینت را در بخش «هفته منتقدان» عرضه کرد. مخملباف در سال ۱۹۹۵۵ برای نخستین‌ بار به کن آمد و دو فیلم نوبت عاشقی و سلام سینما در بخش نوعی نگاه حضور یافت. جعفر  پناهی با فیلم «بادکنک سفید» در کن حضور یافت که این فیلم جایزه معتبر دوربین طلایی، جایزه بهترین فیلم بخش «دو هفته با کارگردانان» و جایزه فیپرشی را دریافت کرد. در این سال ها بنیاد سینمایی فارابی با اختصاص فضایی در بازار فیلم به عرضه و بازاریابی فیلم‌های ایرانی در کن پرداخت که این حضور سال به سال پررنگ تر شد.

سال ۱۹۹۷ پرفروغ ترین سال حضور سینمای ایران در کن بود. چراکه عباس کیارستمی با طعم گیلاس توانست مشترکا با شوهی ایمامورا نخل طلا را دریافت کند. در سال های بعدی سینمای ایران هر ساله نماینده ای در جشنواره در بخش های مختلف داشته است. امسال فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی برای دریافت نخل طلا رقابت می کند. وارونگی ساخته بهنام بهزادی در بخش «نوعی نگاه» حضور دارد و کتایون شهابی از اعضای هیات داوران به ریاست جرج میلر است.

 

مدیران کن

در سال ۲۰۰۰ ژیل ژاکوب به عنوان رییس جشنواره کن انتخاب شد. او جایگزین پیر ویو شد که از سال ۱۹۸۵ رییس جشنواره بود. ویو نیز جانشین روبر فاوره لوبره شده بود. از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ ورونیک کایلا و تیری فرمو (مدیر هنری جشنواره) ژیل ژاکوب را در اداره این رویداد هنری همراهی می کردند. در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۷ تیری فرمو مدیر اجرایی جشنواره شد. در سال ۲۰۱۴ پییر لسکو ریاست جشنواره کن را به عهده گرفت اما ژیل ژاکوب به عنوان رییس افتخاری جشنواره منصوب شد.

 

 تاریخچه تندیس نخل طلا

در سال ۱۹۵۴ به ابتکار روبر فاوره که مدیر اجرایی جشنواره بود، چندین جواهرساز دعوت به همکاری شدند تا تندیس نخلی را به عنوان جایزه اصلی جشنواره طراحی کنند و قرار بود جایزه، ادای دینی به شهر کن باشد. طرح اولیه ای که مورد پذیرش واقع شد اثر جواهرساز مشهور لوسین لازو بود که با جایزه اهدا شده تفاوت داشت. در سال ۱۹۵۵ اولین تندیس نخل طلا به فیلم «مارتی» از دلبر مان اهدا شد. جشنواره در سال های ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ موقتا به بهترین فیلم تندیس «جایزه بزرگ» را اهدا کرد و از نخل طلا خبری نبود. در سال ۱۹۷۵ دوباره از تندیس نخل طلا رونمایی شد و این تندیس به نماد جشنواره تبدیل شد.

نخل طلا هر سال به بهترین فیلم بخش مسابقه اهدا می شود. این تندیس در محفظه ای از چرم مراکشی قرار دارد و داخل محفظه با ساتن سفید دوخته شده است. در سال های ۱۹۸۰ تندیس را روی یک هرم قرار دادند. در سال ۱۹۹۲ تیری دو بورگونه دوباره طراحی جدیدی از نخل ارایه کرد که روی یک کریستال تراشیده شده با دست نصب شده بود. در سال ۱۹۹۶ کارولین شوفله (رییس کمپانی مشهور جواهرسازی سوئیس شوپار) طرحی مدرن برای تندیس ارایه کرد. این نخل از طلای ۲۴ عیاری ساخته شده است و در این سال ها فقط یک بار نخل طلا به یک کارگردان زن به نام جین کمپیون برای فیلم پیانو (۱۹۹۳۳) اهدا شده است.

ارغوان اشتری- برگرفته از خبرگزاری مهر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی