اسطوره سازان تمدن ایرانی

مرکز رسانه ای اسطوره سازان تمدن ایرانی براساس دغدغه ی قهرمان، الگو و اسطوره سازی و پاسخ به کمبود منابع تصویری از قهرمانان، الگوها و اسطوره های دینی و بومی مورد نیاز نسل جوان و جامعه امروزی، با رویکرد تولید آثار تلویزیونی و سینمایی در ساختارهای داستانی، مستند، آموزشی، انیمیشن و سریال های تلویزیونی فعال شده است
همچنین در حوزه توزیع و پخش آثار سینمایی و سینما مارکتینگ فعال است

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شایعه سازی» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۵۴
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۰۰ ، ۱۶:۳۸
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۹ ، ۱۶:۴۶
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۶
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۱۴:۱۱

سایت شایعات یا رصد شایعات همونطور که از اسمش مشخصه در مورد شایعات با موضوع های مختلف از قبیل(مذهبی، تاریخی، فرهنگی و...) تحقیق می کند و واقعیت را نشر می دهد.


همه ما روزانه در شبکه های اجتماعی مثل وایبر، واتزآپ، تلگرام و...با چندین شایعه مواجه ایم. برخی از اوقات پیگیری و پاسخگویی این حجم زیاد از شایعات از تک تک بر نمی آید. عده ای از دوستان دغدغه مند سایتی را راه اندازی نمده اند که بصورت مستند سعی در برطرف نمودن شایعات و مقابله با آن پرداخته اند. مخاطبینی که علاقه مند اطلاعات بیشتر درباره این سایت هستند به لینک ذیل مراجعه فرمایند.

http://shayeaat.ir


شعار سایت شایعات:«لا سُنَّةَ أَفضَلُ مِنَ التَّحقیق» «هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.»

امام علی (ع) معجم الفاظ غررالحکم، ص249

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۱۳:۱۹

قنبر، جوان کافری بود که عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود . 

جوان نزد عمو رفت و گفت:
عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری . 
پادشاه گفت: حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت: هرچه باشد من میپذیرم.
شاه گفت: در
شهر بدی ها !! (مدینه) دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری، آنوقت دختر از آن تو. جوان گفت: عمو جان این دشمن تو نامش چیست؟
گفت: بیشتر او را به نام علی بن ابیطالب می شناسند. جوان فوراً اسب را زین کرده با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی ها شد.
به بالای تپه ی شهر که رسید دید در نخلستان، جوانی عربی درحال باغبانی و بیل زدن است. نزدیک جوان رفت گفت: ای مرد عرب تو علی را میشناسی؟
گفت: تو را با علی چکار است؟ 
گفت: آمده ام سرش را برای عمویم که پادشاه حبشه است ببرم چون مهر دخترش کرده است. 
گفت: تو حریف علی نمی شوی.
گفت: مگر علی را میشناسی؟ 
گفت: آری هر روز با او هستم و هر روز او را میبینم.
گفت: مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او را  از تن جدا کنم؟
گفت: قدی دارد به اندازه ی قد من، هیکلی هم هیکل من. 
گفت: اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست.
مرد عرب گفت: اول باید بتوانی مرا شکست دهی تا علی را به تو نشان بدهم. چه برای شکست علی داری؟
گفت: شمشیر و تیر و کمان و سنان. 
گفت: پس آماده باش. 
جوان خنده ای بلند کرد و گفت تو با این بیل میخواهی مرا شکست دهی؟ پس آماده باش.
شمشیر را از نیام کشید. سپس گفت: نام تو چیست؟
مرد عرب جواب داد: عبداللّه. پرسید: نام تو چیست؟
گفت: فتاح. و با شمشیر به عبداللّه حمله کرد. عبداللّه در یک چشم بهم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد، به زمین زد و خنجر او را به دست گرفت و بالا بُرد. ناگاه دید از چشمهای جوان اشک می آید. گفت: چرا گریه میکنی؟ جوان گفت: من عاشق دختر عمویم بودم. آمده بودم تا سر علی را برای عمویم ببرم تا دخترش را به من بدهد، حالا دارم به دست تو کشته میشوم...
مرد عرب جوان را بلند کرد. گفت: بیا این شمشیر، سر مرا برای عمویت ببر.
پرسید: مگر تو که هستی؟ گفت: منم اسداللّه الغالب، علی بن ابیطالب. که اگر من بتوانم دل بنده ای از بندگان خدا را شاد کنم، حاضرم سر من مهر دختر عمویت شود...
جوان بلند بلند شروع به گریه کرده به پای مولای دو عالم افتاد و گفت: من میخواهم از امروز غلام تو شوم  یا علی...
بدین گونه بود که "
فتاح" شد "قنبر" غلام علی بن ابیطالب.

  بحارالانوار ج۳ ص ۲۱۱

.............

متن و پاسخ شایعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۲:۱۵

زهر اشکی شد و چشمان ترش را سوزاند
سینه ی بی رمق محتضرش را سوزاند
بارها حرمت این شیخ در این شهر شکست
ناله ی بی کسی اش هر سحرش را سوزاند
سالها بود که با روضه ی مادر می سوخت
آنقدر سوخت دلش دور و برش را سوزاند
قاتل مادر او باز سراغش آمد
هیزم آورده و دیوار و درش را سوزاند
باز هم شکر که پهلوی نحیفش نشکست
گرچه لرزیدن طفلان جگرش را سوزاند
پیر مرد است زمین می خورد و می گرید
یاد داغی که دل شعله ورش را سوزاند

حسن لطفی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۳:۴۸

معرفی کوتاه: پژوهشی در زمینه ورود اسرائیلیات در تفسیر قرآن کریم و روایات تفسیری و معیارهای تشخیص آن در موضوعات مختلف است. در ابتدای کتاب حاضر تعریفی از اسرائیلیات و معنای لغوی و اصطلاحی آن، به بررسی منابع آن‌ها در کتب آسمانی عهد عتیق و عهد جدید و تلمود و نیز اقسام اسرائیلیات پرداخته شده و پس از آن ملاک‌های تشخیص مانند: عدم مخالفت حدیث با قرآن، عدم مخالفت آن با سنت قطعیه و عقل سلیم، عدم تعارض آن با تاریخ صحیح، رکیک نبودن روایت و مخالفت آن با حس و مشاهده بیان شده است. آنگاه به بحث در مورد عوامل و افراد موثر در نشر اسرائیلیات با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی زمان نزول قرآن پرداخته شده و تاریخچه‌ای از ورود آن به منابع اسلامی و چگونگی رواج آن ارایه شده و نمونه‌هایی از اسرائیلیات در عقاید اسلامی اعم از توحید و نبوت و معاد، قصه‌های قرآنی و شرح حال و زندگانی پیامبران الهی ذکر شده است. در بخش بعدی کتاب روش مواجهه با اسرائیلیات و موضع‌گیری ائمه اطهار(ع) و مفسران از صحابه و تابعین با آن بیان شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۸
رای گیری گوگل برای نام خلیج فارس صحت ندارد
 
 هیچ سازمان یا شرکتی توان یا اختیار تغییر نام مکانی بین المللی چون خلیج فارس را ندارد، آنهم با یک نظرسنجی اینترنتی!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۲